رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤٩ - بلندهمتِی حر در جبران مقابله با سِیدالشهدا علِیهالسّلام
بهگونهاِی دِیگر جلوه دهد؛ اما مگر انسان مِیتواند نفس و قلب خود را هم گول بزند؟!
در جرِیان جنگ جمل نِیز زبِیر با خود گفت اگر بخواهم حقِیقت را به مردم بگوِیم آبرورِیزِی مِیشود و لذا نصف دِیگر قضِیه را گذاشت و فرار کرد؛ اما بالأخره او با طلحه که تا آخر کار در مقابل امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام اِیستاد، فرق مِیکرد و لذا حضرت وقتِی شمشِیر زبِیر را آوردند، فرمودند:[١]
سِیفٌ طالَما جَلِی الکَربَ عن (وجهِ) رسولِ الله صلِّی الله علِیه و آله لکنّه الحَِینَ و مصارعَ السَّوءِ؛ و قاتلُ ابنِ صفِیةِ فِی النّارِ.
«اِین شمشِیرِی است که چه بسِیار در مدتهاِی دراز، غصه و اندوه را از (چهرۀ) رسول خدا زدوده و برطرف نموده است، ولِیکن محنت و هلاکت به رو درافتادن و زمِینخوردن در لغزشگاههاِی ناپسند، کار زبِیر را بدِینجا کشانِید؛ و کشندۀ پسر صفِیه (زبِیر) در آتش است.»[٢]و[٣]
اما حر در مقابل مردم خطبه خواند و اعلان کرد که حق با حسِینبنعلِی است و تمام کارهاِی ما غلط و اشتباه بود؛ رفت و جزو لشکر سِیدالشّهدا علِیهالسّلام شد.
ثواب همِین حالِی است که براِی حر پِیدا شد و کدورت و گناه نِیز امرِی تکوِینِی
[١]. مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٦٤.
[٢]. امامشناسِی، ج ٩، ص ٦٥ بهنقل از مروجالذهب، ج ٢، ص ٣٦٤.
[٣]. در سفرِی به ترکِیه از موزۀ استانبول دِیدن کردم. در آنجا اشِیاء بسِیارِی وجود داشت که صحت انتساب آنها معلوم نِیست؛ از جمله: موِی پِیغمبر، جبّۀ حضرت زهراء، لباس سِیدالشّهدا در روز عاشورا، عمامۀ حضرت ِیوسف، عصاِی حضرت موسِی و شمشِیرِی بسِیار بزرگ و صاف که آثار قدمت داشت و در کنار آن نوشته شده بود: «شمشِیر زبِیر». اگر واقعاً اِین همان شمشِیر باشد، معلوم مِیشود که زبِیر خِیلِی پهلوان بوده است؛ اما نکتۀ بسِیار جالبِی که مرا به فکر فرو برد و براِی مدتِی در کنارِی نشسته بودم و در آن تأمل مِیکردم، اِین بود که چگونه شمشِیرِی که زمانِی غم و اندوه را از چهرۀ رسولالله مِیزدود، روزِی در مقابل حق مِیاِیستد؟! علِی همان پِیغمبر ثانِی است و اِین بدان معناست که اِین شمشِیر روزِی در قبال همان رسولالله جنگِیده است! اِین مسئله واقعاً عجِیب است و لذا باِید بدانِیم که ما هر لحظه در امتحان و آزمون هستِیم و باِید به خدا پناه ببرِیم.