عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٣ - بيان اسرارى ديگر
لا يزال العبد يتقرب إلى بالنوافل والعبادات حتى أحبه فإذا أحببته كنت سمعه الذى يسمع به وبصره الذى يبصر به ويده التى يبطش بها ورجله التى يمشى بها[١]؛
عبد، هميشه با اجراى مستحبات و عبادات به من نزديك مىگردد، تا حدى كه من به او علاقه پيدا كنم، چون محبوب من شد، گوش او مىشوم، گوشى كه به آن مىشنود؛ چشم او مىشوم، چشمى كه با آن مىبيند؛ دست او مىشوم، دستى كه با آن كار انجام مىدهد و پاى او مىشوم، پايى كه با آن راه مىرود.
به قول عارف مؤمن، علاء الدوله سمنانى:
|
هر آن جان كز غمش بر وى رقم نيست |
نديمش در دو عالم جز ندم نيست |
|
|
دلى كز درد او درمان نسازد |
وجود او به معنا جز عدم نيست |
|
|
سرى كز سر معنى با خبر شد |
در آن گنجايش شادى و غم نيست |
|
|
جهان از عكس رويش گشته روشن |
اگر ابله نبيند هيچ غم نيست |
|
|
تو محرم نيستى محروم از آنى |
ره نامحرمان اندر حرم نيست |
|
|
حجاب توست اين هستى موهوم |
كه هرگز نور با ظلمت به هم نيست |
|
[١] -عوالى اللآلى: ٤/ ١٠٣.