عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٧ - بهترين نوع لباس
لباس عادى است كه انسان ميلش به اطاعت از دوست و شكر و ذكر او قوى و زياد است.
انسان، وقتى پوشاك و خوراك و محل زندگى را ساده گرفت، از بسيارى از گناهان در امان خواهد ماند و به بسيارى از فضايل آراستهتر خواهد شد.
عاشقان زندگى با تجمل، براى فراهم آوردن تجمل هرگز قناعت به داده حق نمىكنند، بلكه براى ارضاى هوى و هوس به انواع محرمات كسبى و اخلاقى و عملى آلوده مىشوند، ولى عاشقان حق هميشه بر اساس عشقشان قانع به داده حقند و به خاطر لباس و خوراك و محل زندگى به گناه و آلودگى و خباثت دچار نمىشوند، خداشناسان در گرسنگى و سيرى، در دارايى و ندارى، در سلامت و مرض، شاكر و ذاكر و مطيعند و براى رسيدن به وصال در آرزوى پايان عمرند، تا جام شيرين مرگ را در كشيده و مستانه به سوى يار و لقاى حضرت او حركت كنند.
به قول شوريده ميدان عشق، حافظ شيرازى:
|
خرم آن روز كزين منزل ويران بروم |
راحت جان طلبم وز پى جانان بروم |
|
|
گرچه دانم كه به جايى نبرد راه غريب |
من به بوى سر آن زلف پريشان بروم |
|
|
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت |
رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم |
|
|
چون صبا با تن بيمار و دل بىطاقت |
به هوادارى آن سرو خرامان بروم |
|
|
در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت |
با دل زخم كش و ديده گريان بروم |
|
|
نذر كردم گر ازين غم به در آيم روزى |
تا در ميكده شادان و غزلخوان بروم |
|
|
به هوادارى او ذره صفت رقص كنان |
تا لب چشمه خورشيد درخشان بروم |
|
|
تازيان را غم احوال گرانباران نيست |
پارسايان مددى تا خوش و آسان بروم |
|
|
ورچو حافظ ز بيابان نبرم ره بيرون |
همره كوكبه آصف دوران بروم |
|
حضرت على ٧ در زمانى كه عهده دار امور مملكت پهناور اسلامى بود، به