عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨ - جايگاه زن در غرب«عصر جديد»
دختر زاييدن محكوم به اعدام گشته و به چوبه دار سپرده مىشد!!
در عربستان كه بعدا نور اسلام از آن تابيد و بزرگترين كانونهاى دينى شد، زن پستترين مخلوق بود و اصولا دختر ننگى بود كه دامنگير پدر مىشد و بايد با كشتن يا زنده به گور كردن او اين ننگ شسته مىشد:
[و إذا بشر أحدهم بالأنثى ظل وجهه مسودا و هو كظيم\* يتوارى من القوم من سوء ما بشر به أ يمسكه على هون أم يدسه في التراب][١].
و چون يكى از آنان را به [ولادت] دختر مژده دهند [از شدت خشم] چهرهاش سياه گردد و درونش از غصه و اندوه لبريز و آكنده شود!! به سبب مژده بدى كه به او دادهاند، از قوم و قبيلهاش [در جايى كه او را نبينند] پنهان مىشود [و نسبت به اين پيشآمد در انديشهاى سخت فرو مىرود كه] آيا آن دختر را با خوارى نگه دارد يا به زور، زنده به گورش كند؟!
تعدد زوجات بسته به تمكن و اندازه شهوت رانى مرد بود، زن از ارث و تمام حقوق محروم بود و چون شوهرش مىمرد خود او جزء ماترك ميت به پسر بزرگ مىرسيد و او اختيار داشت كه زن پدر را براى خود بگيرد، يا به هركس ميل دارد ببخشد. مردم عرب براى اين موجود بزرگ ارزشى بيش از اسب و شتر قائل نبودند، زن در اين قوم يكى از آلات آسايش و وسايل خوش گذرانى و عيش و عشرت مرد بود!!
جايگاه زن در غرب «عصر جديد»
اين مسائل، گوشهاى از وضع زن در دنياى قبل از اسلام بود و اما بلايى كه امم
[١] -نحل( ١٦): ٥٨- ٥٩.