عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١٠ - شقاوت ابدى
زبان جارى كرد، سپس فرمود: آه تو مرادى هستى؟ عرضه داشت: آرى!![١] راستى چه اندازه عجيب است، فردى از اهل يمن، اينگونه نسبت به على ٧ داراى معرفت باشد و از اين طريق تمام وسايل سعادت و هدايت در اختيارش باشد، ولى در عاقبت كار نام نجس و كثيفش در ديوان اشقيا آن هم تحت عنوان اشقى الاشقيا ثبت شود و براى او شقاوت ابدى و ننگ هميشگى بماند!!
بلاهاى عجيب و غريبى كه هواى نفس بر سر انسان مىآورد، قابل شمردن نيست، چاه نفس چاهى است كه هركس در آن افتاد، نجاتش مشكل يا غيرممكن شد.
هواى نفس وقتى بر انسان غلبه كند، تمام حقايق را از انسان مىپوشاند و خودش به تنهايى يكهتاز ميدان حيات آدمى مىگردد!
عطار نيشابورى در كتاب «مفتاح الاراده» درباره نفس چه زيبا سروده:
|
نبايد بود از او غافل زمانى |
اگر غافل شوى يابى زيانى |
|
|
به صورت گرچه او بيگانه توست |
به معنا در ميان خانه توست |
|
|
چو خصم اندر ميان خانه باشد |
از او غافل مگر ديوانه باشد |
|
|
هزاران مكر و تلبيس آورد پيش |
كه گرداند تو را از صورت خويش |
|
[١] -مكاتيب الائمه: ١/ ٢٤٠.