عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠ - لباس در نماز
در اين زمينه در كتاب «معراج السالكين و صلاة العارفين» چنين آمده است:
فصل پنجم در ستر عورت است و آن نزد عامه ستر مقابح بدن است از ناظر محترم و در حال صلاة و در نزد خاصه ستر مقابح اعمال است به لباس تقوا كه خير البسه است مطلقا و در وقت حضور در محضر بالخصوص و در نزد اخص خواص ستر مقابح نفوس است به لباس عفاف و در نزد اهل ايمان ستر مقابح قلوب است به لباس طمأنينه و در نزد اهل معرفت و كشف ستر مقابح سر است به لباس شهود و در نزد اهل ولايت ستر مقابح سراست به لباس تمكين و سالك چون بدين مقام رسيد، ستر جميع عورات خود را نموده و لايق محضر شده و از براى او دوام حضور است.
و حق تعالى جلت رحمته و وسعت ستاريته، ستار جميع عورات و مقابح خلق است.
اين گونه بشر را به البسه گوناگون كه آنها را از مقابح ظاهريه بدنيه ستر نمايد مورد محبت قرار داده و مقابح اعمال او را به پرده ملكوت ستر فرموده و اگر اين پرده ستاريت ملكوتيه بر صور اعمال ما بندگان نبود و صور غيبيه آنها ظاهر مىشد، در همين عالم رسوا و خوار مىشديم.
آرى، اگر رحمت و عنايت و لطف و كرم و آقايى و بزرگوارى او نسبت به ما نبود، ما در ميان خلق جايى و محلى براى زندگى نداشتيم، اما حق تعالى جلت عظمته خود قبائح اعمال ما را از انظار اهل عالم مستور فرموده و ستر نموده مقابح اخلاقى و ملكوت خبيثه ما را به اين صورت معتدله مستقيمه ملكيه و اگر اين ستر را هتك فرموده بود و صور ملكات اخلاق ظاهر مىشد، هريك به يك با آن ملكيه باطنيه بوديم، چنانچه در غير اين عالم كه وقت ظهور سراير امت و روز بروز ملكات است، چنين خواهد گرديد.