عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٤ - اظهار عجز هنگام ورود به مسجد
و پزشكى و اجتماعى نبود جان سالم به در نمىبرد!
و به وقت پيرى و ضعف و عجز و ناتوانى حكومتى كامل بر او برقرار مىكند و در يك لحظه ناگهان چراغ پر فروغ عمرش خاموش مىشود.
اين عاجز ناتوان، اگر وسايل مادى در اختيارش نبود، هيچ كارى از پيش نمىبرد و تمام ادعاها و كبر و نخوت و خودبينى و خودخواهيش، طبل توخالى و كيسهاى نازك پر از باد هوا است.
عجز واقعيتى است كه با آب و خاك انسان عجين است و در مقام مقايسه با موجودات زنده، شايد بتوان گفت كه انسان از عاجزترين جنبندگان صحنه خاك است!
عجز جسمى، عجز عقلى و عجز نفسى، از همراهى انسان دست بردار نيست و راه جبران عجز پناه آوردن به مسائل مادى و برنامههاى دنيايى نيست، بلكه راه جبران عجز اتصال معنوى به قدرت لايزال است، همان راهى كه تمام انبيا و امامان : و اوليا و عاشقان در آن سير كردند، خلأ قدرت فقط با عنايت حضرت دوست قابل پر كردن است و بس كه تمام وسايل قدرت ظاهرى باد آورده و باد برنده است!!
براى رفع عجز و ناتوانى، بايد به پيشگاه مقدس او به التماس و لابه و دعا و زارى نشست و عرضه داشت:
|
يا الهى دردمندان توييم |
پاى بند بند و زندان توييم |
|
|
د، خلاصىام از اين زندان و بند |
رحم كن بگشاى اين صيد از كمند |
|
|
پادشاها حكم و فرمان آن توست |
اين گدا يك لحظهاى مهمان توست |
|
|
بخششى كن ميهمان خويش را |
از كرم كن مر غنى درويش را |
|
|
بخشش تو هست انعام همه |
كوس سلطانيست بر بام همه |
|