عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٦ - رحمت و فضل الهى
بدون هيچ ترديد و بدون هيچ شك و ريب و بهطور قطع و يقين مورد رحمت و فضل حضرت جانان قرار مىگيرد و خداوند با اينكه فعال ما يشاء و فعال ما يريد است با عدل با او معامله نخواهد كرد؛ زيرا اگر با بندگانش با عدل معامله كند براى احدى حتى مقربين چيزى نخواهد ماند كه عبادت كل موجودات را اگر روى هم بريزند و يك جا بخواهند تقديم محضر مقدس او كنند، لايق و شايسته آن بزرگوار و خالق مهربان نيست. كه تمام عبادات ما با همه رنجى كه براى اقامه آن بردهايم، در مقابل عنايات و الطاف او قابل سخن نيست.
تمام عبادات ما با همه مشقتى كه براى برپا داشتنش كشيديم در برابر عظمت بىنهايت در بىنهايت او پشيزى نيست و بلكه معصيت است.
كدام موجود- با هر قدرت و عظمتى كه داشته باشد- مىتواند حق عبادت آن جناب را به جاى آورد؟!
و اصولا در برابر عظمت و بزرگى او كدام موجود را عظمت و بزرگى هست؟ كه تمام عالم وجهان هستى و كليه موجودات خلقت در برابر او هم چون نقطه صفر در برابر وجودى بىنهايت در بىنهايت است.
تنها كارى كه ما بايد در پيشگاه مقدس او انجام دهيم، اقرار به كوچكى و حقارت و عظمت و بزرگى اوست و به خصوص بر ما واجب است از خود و همه شؤون خود چشم پوشيده و فقط به عظمت و جلال آن جناب خيره شويم كه به قول عارف وارسته، فيض بزرگوار:
|
خدايا مرا از من آزاد كن |
ضميرم به عشق خود آباد كن |
|
|
سرم را به ياد خودت زنده كن |
روان مرا منبع ياد كن |
|
|
به روى خودت باز كن ديدهام |
دلم را به نظارهات شاد كن |
|
|
خرابم كن از مستى و بى خودى |
وجودم به ويرانى آباد كن |
|