عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٣ - عدم غفلت هنگام ورود به مسجد
اى جان آرام گرفته و اطمينان يافته!
و اين صفت مترتب است بر حالتى كه سالك تمام از صفات نفسانى و لذات و آمال و امانى اعراض كند و صاحبدل شود و سالك را رجوع و عود به مبدء بر اين موقوف است، قال الله تعالى:
[ارجعي إلى ربك راضية مرضية][١].
به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است، باز گرد.
صدقى افغانى در عرض فقر و نياز به محضر حضرت دوست گويد:
|
ساقى به يكى جرعه مرا تاب و توان بخش |
زان مىكه در او راز نهان است از آن بخش |
|
|
زان نفخه كه بر خاك دميدى و بشر شد |
كارى كن و بر كالبد مرده دلان بخش |
|
|
سوزندهتر از شعله شوم سوز عيان ده |
سازندهتر از نغمه شوم رطل گران بخش |
|
|
با يك نظر لطف فروغى به دل افروز |
با يك سخن تازه به تن روح و روان بخش |
|
|
بر خامه من قدرت انشاى سخن ده |
تا عرض كنم درد دل خويش زبانبخش |
|
|
تا روى حقيقت نگرم ديده بازى |
تا حرف ريا كم شنوم گوش گران بخش |
|
[وهب القدوم إلى بساط خدمة الملك هيبة الملك فإنك على خطر عظيم إن غفلت، واعلم أنه قادر على ما يشاء من العدل والفضل معك وبك]
عدم غفلت هنگام ورود به مسجد
چنانچه از بزرگ و صاحب مقامى عالى به خاطر هيبت و عظمت و شخصيتش مىترسى و اين ترس، معلول كوچكى تو و بزرگى اوست، از رفتن و قدم گذاشتن به بساط حضرت ذوالجلال آن چنان در هيبت و ترس باش كه به وقت ورود به مسجد كه بساط مالكالملوك است، اگر كمترين غفلتى نسبت به حضرت او داشته باشى در خطر بزرگى هستى.
و بدان كه جناب او بر هر چيزى توانا است، بخواهد نسبت به تو اجراى عدل مىكند و بخواهد نسبت به تو ارائه فضل مىفرمايد.
براى ما كه در مرحله پائينى از عقل و درايت و درك قرار داريم، توجه به عظمت حضرت دوست، از راه توجه و دقت در آثار او كه در كتاب آفاق و انفس منعكس است ميسر مىباشد.
ما را آن دل و آن چشم نيست كه بتوانيم بدون واسطه به عظمت او بنگريم، آن هم عظمتى كه نهايت براى آن نيست.
و راستى ديده كم نور قلب ما، كجا مىتواند بدون واسطه به جمال حضرت مولا
[١] -فجر( ٨٩): ٢٨.