عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤١ - ٣ - دعا همراه با حركت و عمل
جايى به جايى ببرد، مگر اينكه راه رفتن و حركت را با نيت همراه سازيم.
در مورد دعا نيز وضع همين طور است، درخواست چيزى از خداوند بىآنكه در جهت كسب آن كوشش كنيم، كوچك ترين اثر مثبتى نخواهد داشت.
دعا در حقيقت يعنى اقدام و كوشش در جهت مطلوب و اين همان مطلبى است كه به صورت مثل مىگويند:
«از تو حركت از خدا بركت».
سلطان ولد براى روشن ساختن مطلب، تمثيلى زيبا آورده است:
|
ساده مردى بود در يك مدرسه |
احمقى بىحاصلى پر وسوسه |
|
|
روز و شب در حجره گفتى اى خدا |
عالمم گردان و بر من در گشا |
|
|
ديگران در حجرهها پهلوى او |
جمله در تكرار بودند و غلو |
|
|
پر شده از بانگ هريك صحن و بام |
جمله در بحث اصولين و كلام |
|
|
بحث ايشان را مدرس مىشنيد |
بر در و بر بام هريك مىدويد |
|
|
روز و شب تا بيند ايشان در جهاد |
چون همىكوشند در علم و رشاد |
|
|
حرصشان چونست در تحصيلها |
تا از ايشان كيست افزون در ذكا |
|
|
او همى گفتى همه شب كاى خدا |
عالمم ساز و بزرگ و مقتدا |
|
|
پس مدرس گفتش از روزن كه هان |
روز و شب تكرار كن درست بخوان |
|
|
او چنان پنداشت كان گفت از خداست |
حرص تحصيلش ز جان چون موجهاست |
|
|
گشت از آن پس روز و شب مشغول او |
همچو ياران ديگر در جستجو |
|
|
خواندن و تكرار او بسيار كرد |
پند را بشنيد و با آن كار كرد |
|
|
بعد اندك مدت اندر علم دين |
گشت او دانا و استاد گزين |
|
باز مىگويد: خواجهاى براى خريدن غلام به بازار رفت، يكى از غلامان، بسيار