عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٥ - راهيابى به بارگاه ربوبى
چون به در مسجد رسيدى، به حقيقت بدان كه قصد و نيت كردهاى كه به در خانه سلطان بزرگ و عظيم الشأنى بروى و به بساطى راه يابى كه در آن بساط جز براى پاكان راهى نيست و براى غير صديقان براى احدى اذن جلوس در آن بساط و بارگاه وجود ندارد.
در كتاب «المناقب» ابن شهرآشوب و «روضة الواعظين» فتال نيشابورى مىخوانيم:
وجود مقدس حضرت امام حسن مجتبى ٧ چون وضو مىساخت، بند بند بدنش مىلرزيد و رنگ مباركش زرد مىشد؛ چون سبب اين حالت را از حضرت مىپرسيدند، مىفرمود: سزاوار است كسى كه مىخواهد در پيشگاه حضرت رب العرش به بندگى بايستد، رنگش زرد شود و در مفاصلش رعشه افتد!
و چون به مسجد مىرفت، وقتى كنار در مسجد قرار مىگرفت، سر به جانب آسمان بر مىداشت و مىگفت:
إلهي ضيفك ببابك يا محسن قد أتاك المسيء فتجاوز عن قبيح ما عندي بجميل ما عندك يا كريم[١].
اى خداى من! اين مهمان تو است كه به درگاه لطف و كرم و مرحمت و محبتت ايستاده. اى مولاى نيكوكارم! بندهاى تبه كار به نزدت آمده از كردار زشتش به خوبىهايت درگذر اى بزرگوار.
خداوند بزرگ را از ديدگاه قرآن مجيد در نظر بگيريد:
[١] -المناقب، ابن شهر آشوب: ٤/ ١٤، فصل فى مكارم اخلاقه ٧؛ بحار الأنوار: ٤٣/ ٣٣٩، باب ١٦، حديث ١٣.