عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٢ - مسجد در روايات
حضرت مركز حكومت اسلامى بود و بايد از آنجا عدالت و احكام حقيقى قرآن به همه جاى جهان پراكنده شود.
و مصداق كامل طرف خصومت اين سه چيز غاصبين خلافت اسلاماند كه قرآن مجيد را به رأى خود تفسير كردند و احكام آن را كه متضمن نظام عدالت عمومى بود پاره پاره كردند و استفاده از مزاياى آن را به عرب و اشراف قريش و بنى اميه اختصاص دادند و ديگران را محروم كردند. با اين كه قرآن، برابرى و برادرى را براى همه بشر آورده و همه نژادها و تيرهها در پيشگاه او برابر و فضيلت وابسته به تقوا است.
پاره پاره شدن احكام الهى قرآن در حقيقت پس از مرگ پيامبر ٦ به دست غاصبين شروع شد و خليفه دوم در طول خلافت خود جامعه اسلامى را طبقه طبقه كرد: عربها را طبقه اشراف قرار داد و بر سر مردم مسلط ساخت، قانون هايى وضع كرد كه مسلمانان غير عرب را از حقوق اجتماعى اسلامى محروم كرد و به هم دستى همكاران و احزاب هم فكر خود نظامات عمومى اسلامى را تكه تكه كرد و در دوران بنىاميه كه با حكومت عثمان آغاز شد، نظريات خليفه دوم به اوج ترقى رسيد و بنىاميه در دوران صد ساله حكومت خود آن نظريات را قانون اساسى خود قرار دادند!!
بنىاميه در آن نظريات به اندازهاى پافشارى كردند كه قرآن و اسلام و مساجد و عترت به كلى تنهاى از جامعه ماندند و جز سلطنت غاصبانه و ديكتاتورى به وسيله نژاد بنىاميه و سپس بنىعباس براى مسلمانان چيزى نماند!! حتى ظاهر قرآن در زمان عثمان سوزانده شد و در زمان وليد، قرآن مجيد تيرباران و تكه تكه گشت.
مسجد كه رمز حكومت اسلامى و اساس پخش تعليمات الهى بود، در زمان بعد از پيامبر، تعطيل و حكومت عادلانه تبديل به حكومت عربى ديكتاتورى گرديد و با