عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٢ - همسايه در اسلام
اميد است خانه همه ما خانه عبادت، تربيت، فضيلت، كرامت، اجراى حقوق الهى باشد و خروج ما از منزل همراه با عبرت و به نيت خدمت به تمام مسلمانان و گره گشايى از گرفتاران عالم باشد و همان طور كه حضرت صادق ٧ فرمودند، بهگونهاى از خانه خارج شو كه گويى ديگر به آن بر نمىگردى!!
جدا آنان كه به اين خانههاى از دست رفتنى و به اين خشت و گل ناقابل دل بستهاند و براى به دست آوردن و حفظ آن خود را به هر آب و آتشى مىزنند و مراعات حلال و حرام خدا را نمىكنند، از نور عقل محجوب و از بارگاه قدس دور و از فيوضات ربانى آيينه دل آنان مستور است.
|
بيابانست و كوه و خانهاى چند |
درون خانهها ديوانهاى چند |
|
|
نه مردى بينى اينجا نه حقيقت |
سراسر كودك و افسانهاى چند |
|
|
همه پير خراباتش بنامند |
كهن رندى كه زد پيمانهاى چند |
|
|
ز روى سالكانش چشم بد دور |
پرى جويان زهم ديوانهاى چند |
|
|
بسوزد شمع اينجا خويشتن را |
براى خاطر پروانهاى چند |
|
|
نه گنجى هست و نه جوياى گنجى |
همه در كاوش ويرانهاى چند |
|
|
چه خوش بودى گر اين دارالمجانين |
شدى خلوتگه فرزانهاى چند |
|