عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٠ - خروج از منزل بى اميد به بازگشت
داشته باشى كه آنچه در دست توست از دستت مىرود، از تعلق قلبى و محبت خارج از حد نسبت به آنها آزاد مىشوى و به جاى افتادن در موج خطرناك گناه، پروانهوار به دور معشوق حقيقى به گردش آمده و دائم نسبت به حضرت او احساس فقر و نياز و احتياج كرده از ضربه و زيان و خسارت استغنا كه بدترين مرض و مهلكترين آفت است، دور خواهى ماند و با قدرت احساس فقر نسبت به حضرت حق به آن جايى خواهى رسيد كه دست ملك مقرب از آن كوتاه است.
به قول عارف نيشابورى:
|
در كلاه فقر مىبايد سه ترك |
ترك دنيا ترك عقبا ترك ترك |
|
|
گر كلاه فقر خواهى سر ببر |
از خود و هر دو جهان يك سر ببر |
|
|
اين كلاه بىسران است اى پسر |
كى دهندت تا تو مىنازى به سر |
|
|
شعر وشرع وعرش از هم خاستند |
اين دو عالم زين سه حرف آراستند |
|
|
ترك دنيا گير تا سلطان شوى |
ورنه گر چرخى تو سرگردان شوى |
|
|
باچنين عمرىكه بيش ازبرق نيست |
گر بخندى ور بگريى فرق نيست |
|
|
كار بيرون است از تصوير تو |
چند جنبانم سر زنجير تو |
|
|
كاملى گفت است مىبايد بسى |
علم و حكمت تا شود گويا كسى |
|
|
يا كه بايد عقل بىحد و قياس |
تا شود خاموش يك حكمت شناس |
|
آرى، دنيا و آنچه در اوست به هنگام مرگ از دست تو گرفته مىشود، عاقلانه نيست كه خود را براى از دست رفتنى به رنج حرام و ظلم و جور افكنى، آنچه براى تو مىماند همان است كه براى حضرت دوست خالصانه به جاى آوردهاى كه فرمودهاند:
الدنيا كلها جهل إلاالعلم والعلم كله حجة إلاموضع العمل، والعمل كله