عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٨ - سر شستن دو دست
و على ٧ فرمود:
يا دنيا... غرى غيرى لا حاجة لى فيك قد طلقتك ثلاثا لا رجعة فيها[١].
اى دنيا!.. غير مرا فريب بده. كه مرا به تو نيازى نيست، تو را سه طلاقه كردهام كه آن را بازگشتى نيست.
سر شستن دو دست
و شستن دو دست به اين است كه دست از نقود دنيا و جنس مربوط به دنيا و آخرت بشويد كه دو دست جز به اين نحو پاك نخواهد شد.
معناى شستن دست از دنيا و جنس و نقد آن جدايى محض از حرام دنيا و اكتفا به ضرورت و معناى شستن دست از آخرت، بريدن طمع از نعمتهاى اوست كه عبد واقعى كسى است كه جز به خشنودى حضرت دوست به چيزى فكر نكند.
به قول نظام وفا:
|
به نام دوست گشاييم دفتر دل را |
به فر عشق فروزان كنيم محفل را |
|
|
زاشك چشم و ز خون جگر به هر فصلى |
خوش آب و رنگ توان داشت غنچه دل را |
|
|
امان ز برق نگاهش كه هر كجا كه گذشت |
بسوخت خرمن و بر باد داد حاصل را |
|
|
به جز هواى تو نقشى دگر نمانده به دل |
كه زان زدودهام انديشههاى باطل را |
|
[١] -نهج البلاغة، حكمت ٧٧.