عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٥ - سر مضمضه و استنشاق
و كلماتى كه معرب عما فى الضميرند به مقاطع و مخارج انجام پذيرند و حروف روى معانى قلبند و زينت و آرايش مقاطعاند و مقاطع منابع آب حيات جارياتند كه حروف و كلماتند و به وجهى منازل بيست و هشتگانه قمر دم و نفس مكرم آدمند كه ماده حروف است: [و القمر قدرناه منازل][١].
و كلمه از كلم به معنى جرح و تأثير است و مظهر قدرت است كه امور سياست و افادت و استفادت در كشف ضماير به اين بيست و هشت حرف و تركيب از اينها است، بلكه در فرس مستحدث به سى و دو حرف چنان كه بيايد.
پس بايد به مضمضه، مقاطع را كه روى قلبند و مؤدى حروفند از ياد غير شستشو داد.
|
هركه نه گويا به تو خاموش به |
هرچه نه ياد تو فراموش به |
|
\*\*\*
|
مقيدان تو از ياد غير خاموشند |
به خاطرى كه تويى ديگران فراموشند |
|
و بينى را نيز به استنشاق، چه بينى چون دهان مجراى هوا است كه ماده نفس است كه نفس حامل حروف لفظيه است، چون وجود منبسط كه نفس رحمانى است و حامل حروف تكوينيه است كه عقول كليهاند كه غير مستقل بالانيهاند و حامل كلمات اسميه است كه نفوسند و حامل كلمات فعليه است كه موجودات متجدده زمانيهاند و بعد دست راست و چپ را بشويد از تصرف در دنيا ... بلكه اهل الله و طالبان قربت محضه هر دو دست را بشويند از مطلوبات اصحاب يمين و اصحاب شمال.
[١] -و براى ماه منزلهايى قرار داديم، يس( ٣٦): ٣٩.