عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٦ - اقسام غسل از ديدگاه عارفان
آب به پوست گردد آن غسل صحيح نيست و صاحبش از جنابت بيرون نمىآيد، براى تعلق به دنيا هم همين حكم جارى است، اگر ذرهاى علقه غلط با انسان باشد بعيد از خداست، تعلق در هر صورت تعلق است چه كم چه زياد، چنانكه گفتهاند:
محجوب بالاخره محجوب است، مىخواهد بين او و محبوب يك حجاب باشد يا هزار حجاب.
ترتيب غسل معنوى
اما ترتيب اين غسل: سالك اول بايد قلبش را به آب حقيقى كه از درياى قدس نازل مىشود از آلودگى هاى اهواى مختلفه و آراى متشتته متعلقه به دنيا و محبت دنيا بشويد، آن محبتى كه موجب ورود به هاويه است.
هوا وقتى بر دل غالب شد، صاحبش را به بندگى بتان داخلى و خارجى مىكشد، خارجى مانند عبادت و بندگى نسبت به ستمگران، مال، جاه و بتان داخلى مانند عبادت غرائز و اميال و شهوات چنانچه حق فرموده:
[أ رأيت من اتخذ إلهه هواه][١].
آيا كسى كه هواى [نفسش] را معبود خود گرفته ديدى؟
آرى، عاقبت هواپرست دخول در آتش است، چنانچه حضرت حق مىفرمايد:
[و أما من خفت موازينه\* فأمه هاوية][٢].
و اما هركس اعمال وزن شدهاش سبك و بىارزش است\* پس جايگاه و پناهگاهش هاويه است.
[١] -فرقان( ٢٥): ٤٣.
[٢] -قارعه( ١٠١): ٨- ٩.