عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٨ - ابوسعيد و مسئله پند و عبرت
عظيم است كه اين خلق كه روى به دنيا آوردهاند از درازى امل است و اگر به يقين دانندى كه تا يك ماه يا يك سال بخواهند مرد، از هرچه بدان مشغولند دور باشندى و باشد كه تا يك روز بخواهند مرد و ايشان به تدبير كارى مشغولند كه تا ده سال به كار خواهد آمد و براى اين گفت حق تعالى:
[أ و لم ينظروا في ملكوت السماوات و الأرض و ما خلق الله من شيء و أن عسى أن يكون قد اقترب أجلهم][١].
آيا در [فرمانروايى و] مالكيت [و ربوبيت] بر آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده و اينكه شايد پايان عمرشان نزديك شده باشد با تأمل ننگريستهاند؟
و چون دل صافى كند و اين تأمل كند رغبت ساختن زاد آخرت در دل حركت كند و بايد تفكر كند تا درين روز چند خير ميسر تواند بود وى را و از هرچه معصيت است، حذر مىبايد كرد و در گذشته چه تقصير كرده است كه مىتدارك بايد كرد و اين همه را به تدبر و تفكر حاجت بود.
پس اگر كسى را راه گشاده بود، تا در ملوك آسمان و زمين نگرد و در عجايب صنع نگرد، بلكه در جمال و جلال حضرت الهيت نگرد، اين تفكر از همه عبادات و از همه تفكرها فاضلتر كه تعظيم حق تعالى بر دل غالب شود و تا تعظيم غالب نشود محبت غالب نشود و كمال سعادت در كمال محبت است، ليكن اين هركسى را ميسر نباشد.
ليكن در بدل اين بايد كه در نعمتهاى حق تعالى كه بر وى است تفكر كند و در محنتها كه در عالم است از بيمارى و درويشى و انواع عقوبات كه ورا از آن خلاص
[١] -اعراف( ٧): ١٨٥.