عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٥ - ابوسعيد و مسئله پند و عبرت
حسابى انسان براى به دست آوردنش اين همه ظلم و جور، غل و غش، خدعه و حيله نسبت به ديگران بورزد؟!
چرا انسان راه حلال را طى نكند؟ چرا براى خدا به محل كسب نرود؟ چرا در خريد و فروش رعايت احكام حق را نكند؟ چرا براى بيشتر به دست آوردن دزدى كند، احتكار جنس نمايد، ظلم بورزد و تا جايى پيش برود كه براى لقمه نانى دست به خون مظلوم يا مظلومانى بيالايد؟!
اميرالمؤمنين ٧ درباره مردمى كه از تربيت الهى دورند و همتى جز شكم و شهوت ندارند و از هر راهى كه قدرتشان اقتضا مىكند، پيدا مىكنند و مىخورند مىفرمايد:
قيمت اينان با آنچه از شكمشان مىريزد، مساوى است!!
آرى، اينان بيش از اين قيمت و ارزش ندارند و هم اينانند كه خداوند آنان را در قرآن به عنوان بدتر از حيوانات و درندگان وصف فرموده است.
مواد خوراكى قبل از اينكه به انسان برسند، طيب و طاهر و پاكيزه است، طعم عالى و رنگهاى چشمگير دارند، چون به شكم برسند، قسمتى از آنها تبديل به انرژى براى جسم و بقيه تبديل به كثافات و فضولات مىشوند؛ اگر انسان در به دست آوردن مواد و خوردن آن عبد حضرت حق باشد، خوشا به حالش و اگر بنده شيطان و برده شكم باشد، در حقيقت بايد گفت كه وجود او با تمام شؤونش كارخانه كود سازى است.
ابوسعيد و مسئله پند و عبرت
ابوسعيد ابوالخير با جمعى از اصحاب از كنار دهى در نيشابور به طرف مقصدى مىگذشتند.