عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠١ - وجوب اشتغال به عيوب خود
|
تو كه آيينه جمال ولى |
به چه محروم از كمال ولى |
|
|
از تو تا آن كه طالب آنى |
يك دو گام است و تو نمىدانى |
|
|
هم متاعى و هم خريدارى |
با خودت هست طرفه بازارى |
|
وجوب اشتغال به عيوب خود
از صفات بسيار بد انسان، عيب جويى از ديگران است و اين عيب جويى در اكثر موارد منتهى به ضربه خوردن به اعتبار و آبروى ديگران مىشود.
عيوبى كه انسان در ديگران مىبيند، گاهى بدتر از آن عيوب يا مساوى آن عيوب در خود انسان است و اين عيب جويى از ديگران علتى جز حسد و كينه و حقد در قلب انسان نسبت به ديگران ندارد.
و از صفات بسيار عالى انسان اين است كه به جاى عيبجويى از ديگران مشغول معالجه عيوب خود گردد و به تزكيه نفس و رفع عيوب از وجود خود سرگرم شود.
رفع عيوب از نفس و تزكيه جان و علاج امراض عقلى و قلبى خويش بايد گفت از بهترين كارهايى است كه خداوند بزرگ توفيق آن را به انسان عنايت مىفرمايد و عبد مؤمن در حقيقت كسى است كه به رفع نقائص خود برخاسته و براى طهارت جان و تزكيه نفس زحمت بكشد.
نفس و قلب وقتى تصفيه شد و عيوب وقتى از جان و دل برداشته شد، آدمى مستحق تجلى انوار ربوبى شده و در فيوضات ربانى و الهامات ملكوتى به روى قلب باز مىگردد و در حقيقت انسان مظهر مقام خلافة اللهى مىشود.
داود پيغمبر ٧ گفت:
الهى! تو را كجا طلب كنم و تو كجا باشى؟ جواب داد: