پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٢ - امام هادى عليه السلام و متوكل عباسى
ساكنان آن خانهها به سوى گورها كوچيدهاند.»[١]
در اينجا بود كه متوكّل بسيار گريست، تا آنجا كه اشكهايش ريش او را خيس كرد، تمام كسانى كه در مجلس او بودند نيز گريه كردند. آنگاه دستور داد تا بساط شراب را جمع كردند و گفت: اى ابو الحسن، آيا قرضى دارى؟
حضرت امام هادى عليه السّلام فرمودند: آرى، چهار هزار دينار. متوكّل دستور داد تا اين مبلغ را به آن حضرت بدهند و ايشان را محترمانه به خانه بازگردانند[٢].
موضعگيرىهاى حضرت امام هادى عليه السّلام از سويى مطابق با موقعيت امامت آن حضرت و از ديگر سوى منطبق با شرايط سياسى و اجتماعىاى كه آن حضرت و پيروانش را احاطه كرده بود تنظيم مىگرديد.
حضرت امام هادى عليه السّلام همواره در صدد بود تا هرگاه فرصتى پيش بيايد بر همه اتمام حجّت نموده و حق را به پا دارد. روايت شده است كه روزى مردى نصرانى به خانه حضرت امام هادى عليه السّلام آمده و قدرى پول براى آن حضرت آورده بود. خادم از خانه خارج شد و به او گفت: آيا تو يوسف بن يعقوب هستى؟ او گفت: آرى. خادم گفت: پياده شو و در دهليز خانه بنشين، نصرانى از
[١] .
|
باتوا على قلل الأجبال تحرسهم |
غلب الرجال فما أغنتهم القلل |
|
|
و استنزلوا من بعد عز من معاقلهم |
فاودعوا حفرا يا بئس ما نزلوا |
|
|
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا |
أين الأسرة و التيجان و الحلل |
|
|
أين الوجوه التي كانت منعمة |
من دونها تضرب الأستار و الكلل |
|
|
فأفصح القبر عنهم حين ساءلهم |
تلك الوجوه عليها الدود يقتتل |
|
|
قد طالما أكلوا يوما و ما شربوا |
فأصبحوا بعد طول الأكل قد اكلوا |
|
|
و طالما عمّروا دورا لتحصنهم |
ففارقوا الدور و الأهلين و انتقلوا |
|
|
و طالما كنزوا الأموال و ادّخروا |
فخلّفوها على الأعداء و ارتحلوا |
|
|
أضحت منازلهم قفرا معطّلة |
و ساكنوها الى الأجداث قد رحلوا |
|
[٢] . مروج الذّهب ٤/ ١١ به نقل از مبرّد، شايد نقل ابن خلّكان در وفيات الاعيان ٢/ ٤٣٤ هم به نقل از مبرّد باشد، و به نقل از مسعودى سبط در تذكرة الخواص/ ٣٢٣.