پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١١ - سيره نبوى در ميراث امام عسكرى عليه السلام
دادند: آرى. ابو جهل گفت: پس اگر تو پيامبر باشى ما هم بايد آتش بگيريم و بسوزيم، چراكه ما چيزى سختتر از آنچه قوم موسى از او خواسته بودند، خواستهايم، چراكه آنان مطابق گمان تو گفتند: خدا را آشكارا به ما بنمايان و ما مىگوييم تا خدا و فرشتگان را در برابر [ما حاضر] نياورى تا با چشم خود آنان را ببينيم ايمان نخواهيم آورد.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرمودند: اى ابو جهل، آيا تو داستان ابراهيم خليل را نشنيدهاى كه چون به ملكوت اعلى بالا رفت چه پيش آمد، اين كلام پروردگار من است كه فرمايد: (و اينگونه، ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقينكنندگان باشد)[١] هنگامى كه خداوند او را تا آسمان بالا برد چشم او را چنان تيزبين كرد كه توانست هركه در روى زمين يا در دل زمين پنهان شده است را ببيند. ناگاه، ابراهيم مرد و زنى را در حال عمل زشت مشاهده كرد، پس آنها را نفرين كرد تا هلاك شوند و آن دو هلاك شدند. سپس دو تن ديگر را ديد و آنها را نيز نفرين كرده آن دو نيز هلاك شدند، سپس دو نفر ديگر را ديد و آنها را نيز با نفرين هلاك كرد، اما وقتى كه براى بار چهارم دو نفر را در اين كار ديد و بر آنها نفرين كرد، خداوند متعال بر او وحى كرد كه: اى ابراهيم، از نفرين كردن بر بندگان و كنيزان من دست بردار كه من آمرزنده مهربان و جبّار بردبار هستم، گناهان بندگانم آسيبى به من نمىرساند، چنانكه عبادت و اطاعت آنها سودى به من نمىرساند، و من به مانند تو آنها را به خاطر فرونشاندن خشم، سياست و مجازات نمىكنم.
پس از نفرين كردن بر بندگان و كنيزان من دست بدار كه همانا تو بندهاى
[١] . سوره بقره آيه ١٠٨.