پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٠ - وضعيت اجتماعى
تاريخ اسلام مثل و مانندى براى آن نيست. چراكه آنان خلفا را به حسب اراده خود عزل و نصب مىنمودند، نتيجه اين تعدّد اراده سياسى و ضعف خلفا در برابر تركان، پديده بسيار خطرناك كوتاهى دوران حكومت خلفا، سرعت تعويض آنان و عدم استقرار مركز خلافت بود كه نقش مركزيت دولت اسلامى را ايفا مىنمود.
اين ضعف مركزيت به نوبه خود نتايج منفى ديگرى در پى داشت، مثل اعلام استقلال اميران در اطراف و اكناف دولت اسلامى و رفتن آنان به سوى تأسيس دولتهاى شبه مستقل در شرق و غرب دولت اسلامى. اين پديده به شكل ديگرى حتى داخل مركز كشور اسلام نيز شده بود كه از علايم آن بروز شورشهايى از ناحيه خوارج بود كه از سال ٢٥٢ ه ق تا سال ٢٦٢ ه ق دائما استمرار داشته است.
از همين قبيل است ظهور صاحب الزّنج در سال ٢٥٥ ه ق، به علاوه حركتهاى انقلابيان علوى كه قيامهاى خود را براى دعوت به رضايت آل محمد صلّى اللّه عليه و اله انجام مىدادند. خصوصا بعد از اينكه دانستيم متوكّل تا چه اندازه علويان را دشمن داشته و همچنين قتل امام هادى عليه السّلام و مراقبت شديد از امام حسن عسكرى عليه السّلام[١].
وضعيت اجتماعى
در بخش قبلى از شرايط سياسى عصر دوّم عبّاسى و ملازمات آنكه عبارت از عدم ثبات و امنيت بود صحبت كرديم. دليل اين مطلب نيز گذشته از
[١] . ر. ك الكامل فى التّاريخ و مروج الذّهب، حوادث بين سالهاى ٢٣٢ تا ٢٥٦ ه ق.