پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٩ - ٩ ترور و شهادت حضرت امام هادى عليه السلام
در خانه آن حضرت را اينگونه توصيف مىكند: گروهى كه هريك از آنها ادعا دارد كه آن روز داخل خانه امام هادى عليه السّلام شده بوده بر ما روايت كردند كه در آن خانه گروهى از بنى هاشم از طالبيان و عبّاسيان، فرماندهان و ديگران، همچنين گروهى از شيعيان، گرد آمده، و هيچ كدام از آنها از امر جانشينى حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام اطلاعى نداشتند. چراكه اين مطلب فقط به اطلاع اصحاب مورد اعتماد- كه امام هادى عليه السّلام در نزد آنها تصريح بر جانشينى امام حسن عسكرى عليه السّلام نموده بود- رسيده، كس ديگرى از اين قضيه اطلاع نداشت. حاضران حكايت مىكنند كه همه آنان در حال مصيبت و عزا بودند، كه ناگاه از داخل خانه خادمى خارج شد و به خادم ديگر ندا در داد كه:
اى «بشر»، اين نامه را بگير و آن را به خانه امير المؤمنين ببر و به فلان شخص بده و به او بگو كه: اين نامه حسن بن على (امام حسن عسكرى) است. اين مطلب كنجكاوى مردم را برانگيخت. سپس يكى از درهاى بالاى رواق باز شده و خادمى سياهپوست از آن خارج شد، سپس به دنبال او حضرت ابو محمّد امام حسن عسكرى عليه السّلام سر برهنه و گريبان دريده در حالىكه لباس زيرين او سفيد بود از در خارج شد.
چهره آن حضرت كاملا شبيه چهره پدر بزرگوارش بود. آن روز در خانه امام، پسران «متوكّل» نيز حضور داشتند كه بعضى از آنها داراى مقام ولايت عهدى نيز بودند. اما هيچكس باقى نماند مگر اينكه به احترام آن حضرت بر پا ايستاد. در اين هنگام «ابو احمد محمّد موفّق» به سمت آن حضرت رفت. امام حسن عسكرى عليه السّلام نيز به سمت او آمد و باهم معانقه نمودند. سپس به او گفت: پسر عمو خوش آمدى و در بين دو در رواق نشست، مردم نيز همه در برابر او بودند. قبل از اينكه آن حضرت از اندرونى