پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١٠ - سيره نبوى در ميراث امام عسكرى عليه السلام
بالا رفتن تو [هم] اطمينان نخواهيم داشت، تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم» اى عبد اللّه، بالا رفتن به سمت آسمان سختتر از پايين آمدن از آن است. پس هنگامى كه خود اعتراف كردهاى كه اگر به آسمان بروى ايمان نمىآورى پس حكم پايين آمدن از آسمان نيز معلوم است.
سپس گفتهاى: «تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم و نمىدانم كه آيا پس از اين كار، به تو ايمان مىآورم يا نه»، پس تو اى عبد اللّه اقرار دارى كه با حجّت خدا بر خود عناد داشته، لجاجت مىكنى، پس دارويى براى تو به جز تأديب به دست اولياى خدا، از بشر يا ملائكه ربّانى وجود ندارد بدين ترتيب، حكمتى رسا از جانب پروردگار بر من نازل شده است كه بطلان همه پيشنهادات تو را در بر دارد.
چراكه خداوند عزّ و جلّ فرموده است: اى محمّد، (بگو: پاك است پروردگار من، آيا [من] جز بشرى فرستاده هستم؟)، چه دور است از پروردگار من كه كارها را مطابق با پيشنهادات روا يا نارواى نادآنان و جاهلان به انجام برساند، و آيا من جز بشرى فرستاده از جانب خدا مىباشم، پس جز اقامه حجّت خدا كه به من عطا كرده است چيز ديگرى بر من لازم نيست و مرا نشايد كه پروردگار خود را امر و نهى نموده و يا او را مشورت دهم و مانند فرستادهاى باشم كه پادشاه روم به سمت گروهى از مخالفانش فرستاد اما فرستاده به سمت او برگشت و به او دستور مىداد كه به حسب پيشنهادات آن قوم پادشاه با آنان برخورد نمايد.
در اين هنگام ابو جهل به سخن آمده گفت: اى محمّد، در اينجا يك نكته باقى مانده است. آيا تو گمان ندارى كه قوم موسى هنگامى كه از وى خواستند تا خدا را آشكارا به آنها بنمايد به وسيله صاعقه سوختند؟ پيامبر اكرم پاسخ