پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٨ - سيره نبوى در ميراث امام عسكرى عليه السلام
كردى، همچنين بيماران و ضعفا را نرسد كه به خداوند بگويند چرا ما را مريض و ضعيف نموده، گروه ديگر را سالم و تندرست نمودى، و به همين منوال آنان كه ذليل و خوار شدند را نرسد كه بگويند خدايا چرا ما را ذليل نموده و دسته ديگر را عزيز نمودى، همچنين زشتچهرگان را نرسد كه به خداوند بگويند چرا صورت ما را زشت آفريدى و آن ديگران را زيبا، بلكه اگر آنان چنين چيزى به خداوند متعال بگويند، او را ردّ كرده و در احكام او منازعه و جدال نموده و به او كافر شدهاند و هر آينه جواب خداوند به آنان اين خواهد بود كه: من پادشاهى هستم پستكننده و بالا برنده، بىنيازكننده و فقيركننده، عزيزكننده و ذليلكننده، تندرستىبخش و بيماركننده، و شما بندگانى بيش نيستيد كه از شما جز تسليم در مقابل من و انقياد در مقابل حكومت من كار ديگرى ساخته نيست. پس اگر به آنچه را كه من بر شما حكم كردهام تسليم شويد بندگان من خواهيد بود، و اگر تسليم نشده راه ابا در پيش گيريد به من كافر شده و مستحقّ عقوبت من گرديده و به اين ترتيب از هلاكشدگان خواهيد بود.
سپس خداوند متعال بر آن حضرت وحى فرستاد كه: اى محمّد (بگو:
«من هم مثل شما بشرى هستم) يعنى، غذا مىخورم و (به من وحى مىشود كه خداى شما خدايى يگانه است) يعنى به آنها بگو كه من در بشريت مانند شما هستم، اما خداوند متعال مرا به نبوّت برگزيده و شما را برنگزيده است، همچنانكه بعضى از ابناى بشر را به بىنيازى و تندرستى و زيبايى برمىگزيند و بعضى ديگر را برنمىگزيند. پس اين مطلب، كه او مرا به نبوّت برگزيده و شما را برنگزيده است را نيز انكار نكنيد.
سپس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله به او فرمودند: و اما اينكه گفتهاى فرستادگانى را