پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨١ - رسيدگى حضرت امام هادى عليه السلام به شيعيان و برآوردن نياز آنان
داده و تمام اموال و دارايىهاى مرا مصادره كردند.
مىبينيم حضرت امام هادى عليه السّلام در زندان نيز از حمايت اين مرد دست برنداشته و در نامهاى بشارت آزادى او را از زندان داده و او را چنين سفارش كردند: «در ناحيه كرانه غربى فرود نيا».
وى گويد: هنگامى كه اين نامه را خواندم در دل گفتم: عجيب است!! امام هادى عليه السّلام در حالى چنين مطلبى را براى من مىنويسد كه من در زندان به سر مىبرم اما چند روزى نگذشت كه مشكلم برطرف شد، دست و پاى مرا باز كرده و از زندان آزادم كردند[١].
از همين قبيل است قضيه يكى ديگر از اصحاب آن حضرت كه توسط دستگاه عباسى متحمل ضرر مالى شده است؛ وى گويد: روزى به نزد حضرت امام هادى عليه السّلام رفته و به آن حضرت عرضه داشتم: متوكّل تنها به اين خاطر كه مىداند من با شما ارتباط دارم، حقوق مرا قطع نموده و جز اين، اتّهام ديگرى ندارم، حال سزاوار است كه بر من لطف و كرم كنى و در نزد او وساطت كنى تا حقوق مرا وصل كند. امام هادى عليه السّلام فرمودند: ان شاء اللّه حاجتت برآورده است.
چون شب فرا رسيد، فرستادگان متوكّل پىدرپى به در خانه من آمده احضارم مىنمودند. من در همان شب به نزد متوكّل رفته، او را در رختخوابش دراز كشيده يافتم. متوكّل در همان حال به من گفت: اى ابو موسى به ما سر نمىزنى و خود را از خاطر ما مىبرى. چه مقدار از بابت حقوق از ما طلب دارى؟
گفتم: فلان صله و فلان پول و چون قدرى از طلب خود را يادآورى نمودم دستور داد تا آن مبلغ و به اندازه همان مبلغ اضافه به من دادند، پس از اينكه از
[١] . اصول كافى ١/ ٥٠٠/ ٥، به نقل از آن، ارشاد ٢/ ٣٠٦، اعلام الورى ٢/ ١١٥، به نقل از ارشاد، كشف الغمة/ ١٧٠.