پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤١ - ١ امام عسكرى عليه السلام و فرقه واقفيه
كرده به امامت حضرت امام رضا عليه السّلام ايمان نداشتند. مؤسّس اين مذهب زياد بن مروان قندى انبارى و على بن ابى حمزه و عثمان بن عيسى بودند. علت اين توقف نيز اين بود كه در نزد زياد بن مروان قندى انبارى هفتاد هزار دينار پول از اموال حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السّلام بوده و وى به همراه دو دوستش به طمع به دست آوردن آن مال قائل به توقف امامت در موسى بن جعفر و عدم امامت امام رضا بعد از آن حضرت شدند[١].
شيخ الطّائفه ابو جعفر طوسى رضى اللّه عنه روايت كرده است كه ابن يزيد از يكى از اصحاب خود روايت كند كه گفت: حضرت ابو ابراهيم موسى بن جعفر عليه السّلام دار دنيا را وداع گفت. در آن هنگام در نزد زياد قندى هفتاد هزار دينار و در نزد عثمان بن عيسى رواسى سى هزار دينار و پنج كنيز و خانهاى در مصر موجود بود. حضرت ابو الحسن امام رضا عليه السّلام براى آنان پيغام فرستاد: هرچه از مال پدرم در نزد شما جمع شده است براى من بفرستيد، چراكه من وارث و قائم مقام او بوده و ميراث او را تقسيم نمودهايم- حضرت امام رضا عليه السّلام با اين كلمه اشاره به وفات حضرت امام كاظم عليه السّلام دارند- و اگر شما اين اموال را در نزد خود نگاه داريد هيچ عذرى در نزد من و ساير ورثه پدرم نخواهيد داشت.
ابو حمزه منكر امامت و جانشينى امام رضا عليه السّلام شد و منكر شد كه مالى در نزد وى موجود باشد. زياد قندى نيز همينطور. اما عثمان بن عيسى نامهاى به امام رضا عليه السّلام نوشته، در آن نامه چنين آورد: همانا كه پدرت «صلوات اللّه عليه» هنوز نمرده و او زنده است و هركس بگويد وى مرده است حرف باطلى گفته، و حتّى بنابراينكه وى- آنچنانكه تو مىگويى- از دنيا رفته باشد، به من دستور
[١] . ر. ك رجال كشّى ٤٦٧/ ٨٨٨ و ص ٤٩٣/ ٩٤٦ و به نقل از آن بحار الانوار ٤٨/ ٢٥١ و به نقل از آن سفينة البحار ٣/ ٥٨١.