پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٥ - وضعيت فرهنگى
وضعيت فرهنگى
فرهنگ اسلامى در اين دوره به مدد ترجمه از زبانهاى خارجى، به خصوص يونانى، فارسى و هندى به عربى، بهطور شگفتانگيزى گسترش يافت.
اوّلين عامل در اين مسأله ترغيب و تشويق مسلمانان توسط اسلام نسبت به طلب علم و دانش، به اعتبار يك امر واجب بر هر مرد و زن مسلمان بود. به همين دليل دانشمندان از جانب خلفا، سلاطين، امرا و رجال علم و ادب دائما بر كسب علم و دانش تشجيع و ترغيب مىشدند.
مراكز اين حركت فرهنگى را مىتوان در دربار سامانيان، غزنويان، آل بويه، حمدانيان در مشرق، و در غرب مملكت اسلام در دربار طولونيان، اخشيديان، فاطميان مصر و امويان آندلس جستجو نمود.
ظهور بسيارى از فرق را نيز مىتوان به اين پديده اضافه كرد كه فرهنگ و علم را بهعنوان وسيلهاى براى تحقّق اهداف سياسى خود به كار مىبردند.
جدال و بحثى كه ميان اين فرقهها از يك سو و ميان اين فرقهها و دانشمندان رسمى يعنى فقيهان سلطنتى از جانب ديگر درمىگرفت اثر بزرگى در اين نهضت علمى داشت كه اين عصر را به خصوص در قرن چهارم هجرى به رغم مشكلات كلى جهان اسلام، از حالت تفرقه، انحلال، ضعف و وهن دولت عبّاسى، از نظر علمى به صورت عصرى درخشان درآورده بود[١].
[١] . تاريخ الاسلام السّياسى ٣/ ٣٣٢.