پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٨ - مبحث هشتم امام عسكرى عليه السلام و رعايت مسائل امنيتى
مناسبتهاى مختلف براى بر حذر داشتن اصحاب از آشكار كردن مكنونات قلبى و اظهار علاقه به آن حضرت بهرهبردارى مىنموده است. چنانكه از روايتهاى آتى نيز اين مطلب به خوبى آشكار خواهد شد.
ملاحظه مىكنيم كه يكى از روشهاى امام عليه السّلام در فعاليتهاى منظم و به كلى سرّى، منع اصحاب از سلام كردن به آن حضرت يا اشاره كردن به آن حضرت با دست در ملأ عام مىباشد.
على بن جعفر از يكى از اصحاب امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت كند كه گفت: ما در سامرا جمع شديم تا روزى كه آن حضرت براى سوارى بيرون مىآيد آن حضرت را ببينيم. اما نامهاى از آن حضرت به دست ما رسيد كه در آن آمده بود: هيچ يك از شما بر من سلام نكند و با دست خود به من اشاره نكند و حتّى با نگاه كردن به من نيز جلب توجّه ننمايد. چراكه با انجام دادن اين كارها جان شما در امان نخواهد بود[١].
همچنين ملاحظه مىكنيم كه حضرت امام عسكرى عليه السّلام به بكار بستن شيوههاى جديد و ابتكارى در رساندن دستورات و سفارشات به وكيلان و افراد مورد اعتماد، مبادرت مىورزيدهاند. اينك به نمونهاى از اينروشها توجّه نماييد:
ابو هاشم جعفرى از داود بن اسود روايت كند كه گفت: مولايم ابو محمد امام حسن عسكرى عليه السّلام چوبى به من دادند كه شبيه پايه در، گرد و بلند بود و قطر آن به اندازه كف دست بود. آن حضرت به من فرمودند: «اين چوب را ببر و به عمرى بده». من به راه افتادم. در ميانه راه به سقايى برخوردم كه قاطرى با خود داشت، قاطر او راه را بر من بست. من با آن چوب به قاطر زدم. چوب شكست.
[١] . راوندى، الخرائج و الجرائح ١/ ٤٣٩/ ٢٠ و به نقل از آن، بحار الانوار ٥٠/ ٢٦٩.