پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠٢ - سيره نبوى در ميراث امام عسكرى عليه السلام
و خداوند عزّ و جلّ هم كسى نيست كه هراسى از كسى داشته باشد بدانگونه كه تو به خاطر مال و جاه و جلال اشخاص از آنها مىترسى و به همين خاطر مقام نبوّت را به آنان نسبت مىدهى، و خداوند از كسانى نيست كه در مال يا جاه و مقام كسى طمع داشته باشد چنانكه تو در مال و جاه و جلال آنان طمع كردهاى و نبوّت را به اين خاطر به آنان اختصاص مىدهى، و خداوند متعال از كسانى نيست كه كسى را به خاطر هوى و هوس دوست داشته باشد چنانكه تو به خاطر محبت به آنان، كسانى را كه مستحق پيش افتادن نيستند پيش انداختهاى در حالىكه تنها و تنها خداوند متعال براساس عدالت رفتار مىكند و جز براساس برترى در مراتب دينى و اطاعت و فرمانبردارى كسى را مقدم نداشته و جز به جهت سستى در مراتب دينى و فرمانبردارى كسى را از مقام و منزلتى محروم نمىدارد.
حال كه خداوند چنين است، به مال و حال كسى توجّه نمىكند، بلكه اين مال و حال و جايگاه خود تفضّل خدا به آنان است و احدى از بندگان خدا را ادعايى نيست، پس هرگز نمىتوان به خداوند متعال گفت: اكنون از نظر مال بر فلان بنده تفضّل كردهاى پس بايد ناچار نبوّت را نيز به او تفضّل كنى، زيرا كسى را نرسد كه خداوند متعال را برخلاف مرادش مجبور نمايد و او را به اين دليل كه قبلا نعمت ديگرى را تفضّلى كرده است ملزم به تفضّلى ديگر نمايد.
اى عبد اللّه، آيا نمىبينى كه خداوند متعال چگونه يكى را بىنياز كرده اما صورتش را زشت مىگرداند، و چگونه كسى را زيبا مىكند اما در عوض، او را فقير مىسازد، چگونه كسى را شرافت مىدهد اما از نظر مالى او را فقير مىكند و چگونه كسى را پولدار مىنمايد اما از نظر حيثيت اجتماعى او را پست قرار مىدهد، اما در عين حال، آن غنى را نرسد كه بگويد: «خداوندا چرا به دارايى