پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠١ - ٤ دعوت مردم به دين حق
روى مىآورند، اما به خدا سوگند كه آنان از راه حق و حقيقت منحرف شده به سمت باطل گرايش پيدا مىكنند، آنان در دوستى مخالفان ما افراط كرده، شيعيان و مواليان ما را گمراه مىنمايند، اگر به پست و مقامى دست يابند از مدح و ستايش سير نمىشوند و اگر پست و مقام را از دست بدهند از روى ريا خدا را عبادت مىكنند، آگاه باشيد كه آنان راهزنان مؤمنان و دعوتكنندگان مردم به رويه ملحدان و بىديناناند، پس هركه با چنين كسانى برخورد كرد بايد كه از آنان بر حذر بوده، دين و ايمان خويش را نگاه دارد.
سپس آن حضرت فرمودند: اى ابو هاشم، اين كلامى است كه پدرم از پدرانش از جعفر بن محمّد عليهم السّلام مرا به آن آگاه كرده است. اين از اسرار ماست، آن را جز براى اهلش بازگو نكن[١].
٤. دعوت مردم به دين حق
ائمّه اهل بيت عليهم السّلام در هيچ شرايط و حالى از دعوت مردم به هدايت و دين حق رويگردان نبوده، سستى روا نمىداشتند. امام حسن عسكرى عليه السّلام نيز در اين رابطه همچون پدران بزرگوار خود بر هدايت مردم و خارج كردن آنان از ظلمت و تاريكى به سمت نور و هدايت حريص بود. ما در زندگى پربار آن حضرت نمونههايى را مىيابيم كه به اين نوع فعاليت اشاره دارد.
از محمّد بن هارون روايت است كه فرمود: پدرم مرا به همراه يكى از اصحاب ابو القلا صاعد نصرانى فرستاد تا آنچه را از حديث مولاى ما حضرت
[١] . حديقة الشّيعه/ ٥٩٢ به نقل از سيّد مرتضى رازى قرن پنجم. در كتابهايش: بيان الاديان، تبصرة العوام و الفصول التامّه فى هداية العامه به نقل از شيخ مفيد با سند، الانوار النّعمانيه ٢/ ٢٩٣، ذرائع البيان فى عوارض اللّسان/ ٣٨.