پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٩ - امام هادى عليه السلام با اصحاب و شيعيانش
وارد شدن در بسيارى از مسائل كه وارد شدن در آنها باعث كشف هويت آنها و ارتباطشان با امام عليه السّلام مىگرديد منع مىنمود. چراكه كشف اين هويت و ارتباط باعث مىشد كه آنها در معرض گرفتار شدن در چنگال عقوبت و شكنجه هيأت حاكم قرار گيرند. چراكه اگر عمال حكومت به ارتباط نزديك و موالات كسى با اين خاندان پى مىبردند آن شخص عاقبتى جز زندان و يا كشته شدن نداشت، چنانكه اين مسأله در رابطه با ابن سكّيت و ديگرانى غير از او اتّفاق افتاد.
كسانى كه اين برهه از تاريخ را كه به عصر عبّاسى دوّم معروف شده است مطالعه كردهاند، اگرچه دولت عبّاسى را در اين دوره به ضعف سياسى و ادارى توصيف نمودهاند، اما بر اين نكته تأكيد دارند كه حاكمان دولت عبّاسى عليرغم تمام ضعفهايى كه داشتند در مراقبت شديد از امام و اصحاب او كوتاهى نمىكردند، تا بدين وسيله دايره فعاليت امام عليه السّلام را محدود كرده و نگذارند تأثير فعاليتهاى آن بزرگوار به اقشار مختلف امت برسد. به همين دليل است كه مىبينيم حضرت امام هادى عليه السّلام بيشتر وقت و تعليمات خود را به شيعيان و مواليان خود اختصاص مىداد و در عين حال مترصّد فرصتهايى بود كه در آن فرصتها بتواند به موضعگيرىهايى بپردازد كه نشاندهنده نقطه نظر اسلام در وقايع و رويدادها و بيانكننده ميزان دورى حاكمان عبّاسى از پياده كردن تعاليم واقعى اسلام باشد. چراكه عباسيان در قلّه انحراف و فرو رفته در گنداب لهو و هرزهدرايى بودند.
موضعگيرىهاى امام هادى عليه السّلام در برابر رويدادها، متناسب با شرايط زمان خود بوده است. آن حضرت راهنمايىها و تعليمات خود را با احتياط و دقت و مخفىكارى كامل به شيعيان و اصحاب خود مىرسانده است.