پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٤ - ٢ مهتدى عباسى(٢٥٥ - ٢٥٦ ه ق)
نزد مردم آبرو و اعتبار پيدا كند و مردم حساب او را از خلفاى عبّاسى سابق كه به لهو و لعب، رفاهطلبى، زيادهروى در كسب لذّتها، شرب خمر و مشغول شدن به مجالس لهو مشهور بودند، جدا نمايند، مهتدى در جواب هاشم بن قاسم كه علّت اين زهد و پارسايى را در عين داشتن اموال و نعمت بسيار، از او پرسيده بود، گفت: درست گفتى. اما من در اين باره فكر كردم كه در بنى اميّه كسى مانند عبد العزيز بود كه از نظر زهد و پارسايى و بىاعتنايى به دنيا چنان بود كه خبرش را خود بهتر مىدانى. من نيز از سر همچشمى با بنى هاشم خود را به اين حالت درآوردم[١].
بنابراين انگيزهاى كه در پشت اين كار مهتدى بوده رضايت خداوند سبحان نبوده است، بلكه اينروش براى اين بوده كه به خود رنگ تديّن بدهد تا عامّه مردم را مطيع خود گردانده و نظر مردم را از بنى هاشم و در رأس آنها حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام برگرداند. چراكه بنى هاشم و در رأسشان حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام به تقوى، ورع، يارى كردن و همدردى با امت در شرايط سخت معروف بودند، پس اگر مهتدى نيّت خيرى در اين كار داشت شايستهتر اين بود كه به روش خليفهاى همچون امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام اقتدا نمايد كه [نه تنها] از نظر زهد و تقوى مشهور بوده، بلكه وى بود كه بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله سنّت زهد را براى مسلمانان باقى گذاشت و برپا داشت، عمر بن عبد العزيز خود نيز، آنگاه كه همنشينانش درباره پارساترين مردم بحث كرده و وى را پارساترين مردم خواندند پاسخ داد: نه، همانا پارساترين مردم على بن ابى طالب است[٢].
[١] . تاريخ الخلفا/ ٤٢٣.
[٢] . تاريخ طبرى، جلد سوّم، رويدادهاى سالهاى ٩١ تا ١٠١ ه ق كه دوران خلافت عمر بن عبد العزيز؟ مىباشد.