پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤١ - وضعيت اجتماعى
نقش بارز تركان در عزل و نصب خلفاى عبّاسى، تعدّد حركتهاى سياسى و مذهبى بود كه بر ضدّ دولت عبّاسى در شهرهاى مختلف كشور اسلامى سر برمىداشتند. شكى نيست كه همه اين مسائل اثر منفى خاصى بر شرايط اجتماعى داشت كه فرزندان امت اسلام در آن مىزيستهاند و منجر به تيره شدن روابط حكومت با مردم و عدم تثبيت وضعيت اجتماعى مىگرديد، همچنان كه مختل شدن شرايط سياسى باعث تفاوت اجتماعى و ظهور نظام طبقاتى و پيدايش لايههايى در جامعه مىگرديد كه از نظر معيشتى و حقوقى داراى سطوح مختلف بودند. اين تفاوت صرفا در اثر دوستى، نزديكى يا دورى آن طبقات از دربار و رجال دربارى شكل مىگرفت، در نتيجه، اين نظام اجتماعى فرزندان امت اسلام و پيروان دينى را كه همواره بر برادرى دينى و مساوات و عدل و انصاف تأكيد داشت[١] به دو گروه تقسيم نمود.
يكى گروه كم تعداد اما مرفّه و برخوردار از قدرت حكومت و ديگرى گروه بسيار وسيع كه اكثريت فرزندان امت اسلام را شامل مىگرديد، اما در عين حال ناديده انگاشته شده و محروم از همه حقوق بود. جدالهاى دائمى و درگير كردن آنها در جنگهايى كه يكى فروكش نكرده ديگرى شعله مىكشيد نيز، آنها را خسته و فرسوده كرده بود. جنگهايى كه با شعلهورتر شدن و وسيعتر شدن روزافزون خود، مساحت بيشترى از سرزمين اسلام را در بر مىگرفت[٢]، و هركدام از آنها قسمتى از دولت اسلام را جدا كرده و دولتى مستقل از حكومت مركزى به وجود مىآورد كه هيچ كدام مطيع حكومت
[١] . خداوند متعال در آيه ١٣ سوره حجرات مىفرمايد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ در حقيقت مؤمنان باهم برادرند) و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىفرمايد:« الناس سواسية كأسنان المشط؛ مردم همچون دندانههاى شانه مساوى هستند»: مبسوط سرخسى ٥/ ٢٣، لسان الميزان ٢/ ٤٣ با اندك اختلاف.
[٢] . ابن اثير، تاريخ كامل/ ٤، حوادث سالهاى ٣٢٢ تا ٢٤٨ ه ق.