پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧١ - امام هادى عليه السلام و متوكل عباسى
هادى عليه السّلام اين اشعار را خواندند:
«آنان در حالىكه مردانى جنگآزموده پاسشان مىداشتند بر بالاى قلّه كوهها خوابيدند، اما آن قلّهها نيز نتوانست آنها را در برابر اژدهاى مرگ در امان دارد.»
«آنان پس از آن عزت از پناهگاههاى امنشان پايين آورده شدند و در حفرههايى قرار داده شدند كه بد جايگاهى بود.»
«پس از اينكه آنان در قبر قرار گرفتند فرياد زنندهاى آنها را ندا كرد كه تخت و تاج و زيورآلات شما كجاست؟.»
«كجاست آن صورتهاى نازپروردهاى كه همواره در پشت پردهها و پيرايهها بود؟.»
«آنگاه وقتى كه اين سؤالها از آنها مىشود به جاى آنها قبر به پاسخ مىآيد كه: آن صورتها اكنون محل جنگ و جدال كرمها شده است»
«چه طولانى بود عمرى كه آنان در آن فقط خوردند و آشاميدند، اما اكنون پس از آن خوردن طولانى خود خوراك مور و مار شدند.»
«و چه دير زمانى كه خانههايى ساختند تا آنها را از دشمن محافظت نمايد، اما خانهها و اهل و عيال را ترك گفته و به سراى ديگر منتقل شدند.»
«و چه دير زمانى كه اموال را گنج نموده و براى روز مبادا ذخيره كردند اما همه آن اموال و دارايىها را براى دشمنان خويش گذاشتند و از اين سرا كوچ كردند.»
«اكنون خانههاى آنها به صورت ويرانههايى غيرمسكونى درآمده است و