پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٧ - ٢ عصر حضرت امام هادى عليه السلام
بوده است. چراكه آن حضرت با آنان رابطهاى بسيار مستحكم داشته و همواره به آنان نيكويى مىكرده است. هنگامى كه متوكّل آن حضرت را از مدينه احضار نمود و در سال ٢٣٤ ه ق يحيى بن هرثمه را براى بردن حضرت امام هادى عليه السّلام از مدينه به سامرا مأمور كرد، اهل مدينه بسيار مضطرب شده، ضجّه و ناله سر دادند. خود يحيى بن هرثمه اين جريان را چنين بيان كرده است:
«من براى انجام اين مأموريت به شهر مدينه رفتم. هنگامى كه وارد شهر مدينه شدم ديدم مردم شهر كه فهميده بودند مأموريت من در رابطه با امام هادى عليه السّلام چيست و مىترسيدند در اين سفر چشمزخم و گزندى به آن حضرت برسد، ضجّه و ناله بسيارى سر دادند. بدانسان كه تا آن زمان، مردم مدينه چنين ضجّه و نالهاى در شهر نشنيده بودند، تو گويى كه همه دنيا به جوش و خروش آمده بود. چراكه حضرت امام هادى عليه السّلام همواره ملازم مسجد و محراب بوده و هميشه به اهل شهر مدينه نيكويى روا مىداشت و هيچگاه به سمت دنيا و زيورهاى آن ميل و رغبت از خود نشان نمىداد. من سعى كردم مردم را آرام كنم و براى آنان سوگند ياد كردم كه من در رابطه با آن حضرت هيچ دستور ناپسندى ندارم و بر آن حضرت هيچ باكى نيست، سپس خانه آن حضرت را جستجو كردم، اما در خانه او به جز قرآن، دعا و كتابهاى علمى چيز ديگرى نيافتم. اينجا بود كه آن حضرت در چشم من بسيار بزرگ جلوهگر گرديد»[١].
اينروايت مىتواند، حجم نقشى را كه حضرت امام هادى عليه السّلام در مدينه ايفا مىكردند به خوبى براى ما روشن نمايد. نقشى كه نتيجه آن حصول روابط
[١] . تذكرة الخواص/ ٣٦٠ به نقل از دانشمندان علم سيره.