پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٦ - ٢ عصر حضرت امام هادى عليه السلام
خلفا براى به دست آوردن كرسى قدرت از ديگر سوى، به اين امر دامن مىزد؛ همچون نزاعى كه ميان مستعين و معتزّ درگرفت و به خلع مستعين و خلافت معتزّ در سال ٢٥٢ ه ق منجرّ گرديد[١]. هركدام از اين جنگها و جدالها تأثيرى مستقيم در ايجاد ضعف و فروپاشى در دولت عبّاسى داشت.
رويدادها و حوادث داخلى نيز در فعاليتهاى خوارج نمود پيدا مىكرد؛ گروهى كه داراى فعاليتى قوى و تأثيرگذار بوده، همواره با مال و سلاح پشتيبانى شده، رهبر آنان «مادر شارى» بود، البتّه انقلابها و شورشهاى علوى نيز در كنار جنگ و جدال افرادى كه بر سر قدرت نزاع مىكردند مزيد بر علّت بود.
علاوه بر همه اينها دولت عبّاسى در آن روزگار از وضعيت بد اقتصادى كه نتيجه ريخت و پاش و اسراف بزرگان دربار، وزرا و اطرافيان آنان بود نيز، رنج مىبرد. در زمان متوكّل دستور انهدام مقبره حضرت امام حسين عليه السّلام در كربلا از سوى وى صادر گرديد[٢]، و مانع كسانى شدند كه به زيارت آن حضرت مىرفتند. چراكه متوكّل همواره آشكارا به دشمنى با آل ابى طالب مىپرداخته و آنان را از خود مىراند. اما در تاريخ هيچ موضعگيرى از حضرت امام هادى عليه السّلام در رويارويى با همه اين پيشامدها ذكر نشده است و مىتوان به تعبير صاحب كتاب تاريخ الغيبة الصّغرى اينگونه گفت كه: «در رابطه با موضعگيرى حضرت امام هادى عليه السّلام در برابر خلفا به جز اخبار بسيار كمى از موضع آن حضرت در برابر متوكل چيزى به دست ما نرسيده است[٣].
حضرت امام هادى عليه السّلام در ميان اهل مدينه داراى مقام و منزلتى والا و بلند
[١] . تاريخ يعقوبى ٢/ ٤٧٦.
[٢] . تاريخ ابن الوردى ١/ ٢١٦.
[٣] . تاريخ الغيبة الصغرى/ ١١٧.