پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٩ - ٢ امام حسن عسكرى عليه السلام و فرقه مفوضه
سزاوارتر است. از پخش كردن اسرار و طلب رياست بپرهيز كه اين دو تو را به سمت نابودى و هلاكت مىخوانند. سپس آن حضرت ادامه دادند: در نامهات نوشته بودى كه قصد دارى به سمت فارس بروى. برو، خداوند در اين سفر تو را خير دهد و ان شاء اللّه در امن و آسايش به مصر داخل خواهى شد. به هركس از دوستان ما كه به او اعتماد دارى سلام مرا برسان و آنها را به تقواى خداوند عظيم و پرهيز از او دستور بده. آنان را به امانت فرا بخوان و آنان را آگاه كن كه هركس اسرار ما را فاش كند با ما در جنگ مىباشد.
راوى مىگويد: هنگامى كه اين عبارت را در نامه امام خواندم كه من به مصر داخل خواهم شد، معنى آن را نفهميدم. هنگامى كه به بغداد رفته و عزم خروج به سرزمين فارس را داشتم اين كار برايم امكانپذير نگرديد و ناچار به مصر رفتم.
وى مىگويد: هنگامى كه مستعين درباره حضرت امام عسكرى عليه السّلام تصميم شومى گرفت و به سعيد حاجب دستور داد تا آن حضرت را به كوفه ببرد و چنين نقشه كشيد كه در راه حادثهاى اتفاق بيفتد و آن حضرت، از بين برود، اين خبر در ميان شيعيان منتشر شد و آنان را سخت نگران ساخت. اين قضيه چهار سال و اندى پس از شهادت حضرت امام هادى عليه السّلام رخ داد.
محمّد بن عبد اللّه و هيثم بن سبّابه به آن حضرت نامهاى نوشته در آن آوردند: خداوند ما را فداى شما گرداند. خبرى به من رسيده است كه ما را به شدت غمگين و نگران كرده است، آن حضرت عليه السّلام در پاسخ آنان چنين نوشتند:
بعد از سه روز در كار شما گشايش ايجاد خواهد شد. راوى گويد: در سوّمين روز از نوشته شدن نامه، مستعين از خلافت خلع گرديده و معتزّ به جاى او نشست و