پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٨ - ٢ امام حسن عسكرى عليه السلام و فرقه مفوضه
كردهاند و از آن حضرت تقاضا كردم تا براى اين مطلب دليلى ظاهر فرمايند، آن حضرت در پاسخ نوشتند:
همانا خداوند متعال همواره صاحبان عقل سليم را مورد خطاب قرار داده است، و هيچكس نشانهاى از جانب خداوند نياورده و يا دليلى بر دين خداوند اظهار ننموده كه از آيات و دلايل خاتم پيامبران و سرور مرسلين حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و اله بيشتر باشد، اما مردم در برابر اين دلايل و براهين گفتند: وى كاهن و ساحر و دروغگو مىباشد. پس خداوند هركس را كه لياقت هدايت داشت هدايت نمود. اما نمىتوان منكر اين مطلب شد كه ادلّه و براهين، بسيارى از مردم را آرامش مىبخشد. به همين دليل است كه هرگاه خداوند متعال به ما اجازه سخن گفتن دهد سخن مىگوييم و هرگاه ما را از سخن منع نمايد سكوت مىكنيم. و اگر خداوند متعال اراده اظهار حق را نداشت پيامبران را بهعنوان بشارتدهنده و بيمدهنده مبعوث نمىكرد تا رسالت خود را در حالت ضعف و قوّت، گاه با بانگى رسا و گاه به صورت سخنان عادى، ابراز دارند تا بدين وسيله خداوند امر خود را كامل نمايد و مردم نيز در سطوح مختلف، حكم خداوند را به مرحله اجرا گذارند. پس گروهى كه حق را يافته و راه نجات يافته، به دستاويز حق متمسّك شده، شاخه ريشهدار و اصيل را دستاويز قرار داده، شك و شبههاى در ايشان راه ندارد، پناهگاهى جز ما نخواهد يافت.
اما طبقهاى كه حق را از اهل آن نگرفته باشند بسان كسانى هستند كه سوار بر كشتى شدهاند و هنگامى كه دريا موج مىزند آنان نيز به تلاطم درمىآيند و چون ساكن مىشود آنان نيز آرامش مىيابند. اما طبقه ديگرى هستند كه شيطان بر آنان مسلط شده است. همه همّت آنان اين است كه از روى حسدى كه در وجودشان لانه كرده، اهل حق و حقيقت را، از ايمان به كفر بازگردانند، پس آنان را كه به راه چپ و راست مىروند واگذاريد، چراكه اگر چوپان بخواهد گلّه گوسفند خود را جمع كند اين كار را با آسانترين روش به انجام خواهد رساند.
در نامه خود اختلاف مواليان ما را ذكر كرده بودى. پس اگر امر امامت به وصيت و نوشتن نامه انجام مىشود شكى نيست كه هركس در جايگاه حكم نشسته نسبت به آن، از ديگران