پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٢ - ١ امام عسكرى عليه السلام و فرقه واقفيه
نداده چيزى به تو بدهم، و كنيزان را هم آزاد كرده و با آنان ازدواج نمودهام[١].
يكى از اصحاب حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در رابطه با گروهى كه بر حضرت موسى بن جعفر توقف مىكنند از آن حضرت سؤال كرده گفت: آيا من مىتوانم آنان را دوست بدارم؟ يا بايد از آنان تبرّى بجويم؟ آن حضرت در پاسخ وى نوشتند:
هرگز براى عموى خود طلب آمرزش نكن. خدا او را نيامرزد. از او بيزارى بجوى. من نيز به نزد خدا از آنان بيزارى مىجويم. هرگز آنان را دوست مدار، مريضانشان را عيادت نكن، در تشييع جنازه آنها حاضر نشو و اگر كسى از آنان مرد بر جنازه او نماز نخوان، چه اين شخص امامى را كه از جانب خدا تعيين شده، انكار كند يا امامى كه امامتش از جانب خدا تعيين نشده است را در ميان امامان اضافه نمايد يا خدا را منكر شود و يا بگويد خداوند، از ميان سه خداوند سوّمين است. هركس امر آخرين ما را انكار كند گويا كه امر اوّلين ما را انكار كرده، و هركس در ميان ما كسى را اضافه كند مانند كسى است كه از ميان ما كسى را كم كرده و امر ما را انكار نموده است[٢].
با اين جوابى كه حضرت امام عسكرى عليه السّلام به سؤالكننده دادند تازه فهميد كه عموى او نيز از جماعت واقفيه بوده است. چنانكه از اين جواب قاطع، موضع قاطع امام را در رابطه با اين جماعت كه به سگان بارانديده معروف بودند دريافت[٣]. شيخكشّى «رضوان اللّه عليه» از ابو على فارسى از ابراهيم بن عقبه روايت كند كه گفت: به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام نوشتم: خداوند
[١] . غيبت/ ٦٤/ ٦٧ و به صورت خلاصه در رجال كشّى/ ٥٩٨/ ١١٢٠ كه در آن« با آنها ازدواج كردم» نيامده است، و در حديث ١١١٧ آن آمده است وى سپس توبه كرده و مال را براى امام رضا عليه السّلام فرستاد. همچنين در حديث ١١١٨ آن كتاب آمده است وى پس از آن ساكن كوفه سپس ساكن حيره شد و در آنجا از دنيا رفت.
[٢] . كشف الغمّه ٣/ ٣١٩.
[٣] . اين اصطلاح كنايه از اين است كه خباثت اين گروه به هركس با آنان ارتباط پيدا كند سرايت مىكند مانند نجاست سگ كه در روز بارانى امكان سرايتش بيشتر مىشود.