پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٤ - ٢ امام حسن عسكرى عليه السلام و فرقه مفوضه
من عرضه داشتم: اى مولاى من، همين جواب مرا بس است، چراكه من درباره پرسش از همين سؤال به نزد شما آمده بودم. ادريس گويد: آن حضرت مرا ترك كرد و رفت[١].
گروهى از مفوّضه، كامل ابن ابراهيم مدنى را به سوى امام حسن عسكرى عليه السّلام فرستادند. كامل گويد: من در دل گفتم: از آن حضرت مىپرسم: آيا جز كسى كه به مانند اعتقادات من معتقد باشد وارد بهشت خواهد شد؟ من در كنار درى نشسته بودم كه جلوى آن در پردهاى افتاده بود. ناگاه بادى وزيد و گوشه آن پرده بالا رفت. ناگهان ديدم پسرى در پشت آن پرده نشسته كه مانند پارهاى از ماه مىدرخشد و حدود چهار سال از سنّش مىگذرد، آن پسر به من گفت: اى كامل بن ابراهيم؛ من از شنيدن صداى او به خود لرزيدم و ناخودآگاه گفتم: لبّيك اى آقا و مولاى من.
آن حضرت فرمودند: به نزد ولى خدا آمدهاى تا از او بپرسى كه آيا جز كسى كه اعتقادى مانند تو داشته باشد به بهشت راه خواهد يافت؟
گفتم: آرى به خدا.
آن حضرت فرمودند: به خدا سوگند كه اگر چنين باشد چه كماند كسانى كه داخل بهشت مىشوند. به خدا سوگند كسانى به بهشت راه مىيابند كه به آنان حقّيه مىگويند.
به آن حضرت عرض كردم: آنان چه كسانى هستند؟
آن حضرت فرمودند: گروهى هستند كه از روى دوستى و محبّت على بن ابى طالب عليه السّلام به حق او سوگند مىخورند، اما نمىدانند حق و فضيلت او تا چه اندازه است.
(يعنى آنان گروهى هستند كه مىدانند معرفت مولا على بن ابى طالب بر آنها
[١] . المناقب ٤/ ٤٦١.