رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٢٧٨ - ١- منفعت كسب
مسأله ١٧٦٣- مهرى را كه زن مىگيرد و مالى را كه مرد عوض طلاق خلع مىگيرد، خمس ندارد، و همچنين است ارثى كه به انسان مىرسد، ولى اگر مثلا با كسى خويشاوندى داشته و گمان ارث بردن از او نداشته احتياط واجب آن است كه خمس آن ارثى را كه از او مىبرد اگر از مخارج سالش زياد بيايد بدهد.
مسأله ١٧٦٤- اگر مالى به ارث به او برسد و بداند كسى كه اين مال از او به ارث رسيده خمس آن را نداده، بنابر اظهر واجب نيست خمس آن را بدهد، و اگر در خود آن مال خمس نباشد و وارث بداند كسى كه آن مال از او به ارث رسيده، خمس بدهكار است، بايد خمس را از مال او بدهد.
مسأله ١٧٦٥- اگر بواسطه قناعت كردن، چيزى از مخارج سال انسان زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.
مسأله ١٧٦٦- كسى كه ديگرى مخارج او را مىدهد، بايد خمس تمام مالى را كه بدست مىآورد بدهد.
مسأله ١٧٦٧- اگر ملكى را بر افراد معيّنى مثلا بر اولاد خود وقف نمايد، چنانچه در آن ملك زراعت و درختكارى كنند و از آن چيزى بدست آورند و از مخارج سال آنان زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهند. و همچنين اگر طور ديگرى هم از آن ملك نفع ببرند مثلا اجاره آن را بگيرند، بايد خمس مقدارى را كه از مخارج سالشان زياد مىآيد بدهند.
مسأله ١٧٦٨- اگر مالى را كه فقير بابت خمس و زكاة و صدقه مستحبى گرفته از مخارج سالش زياد بيايد يا از مالى كه به او دادهاند منفعتى ببرد، مثلا از درختى كه بابت خمس به او دادهاند ميوهاى بدست آورد و از مخارج سالش زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.
مسأله ١٧٦٩- اگر با عين پول خمس نداده، از مؤمنى جنسى بخرد يعنى به فروشنده بگويد اين جنس را به اين پول مىخرم، ظاهر اين است كه معامله نسبت به جميع مال صحيح است و به جنسى كه با اين پول خريده است خمس تعلق مىگيرد و در صحّت معامله احتياجى به اجازه و امضاء حاكم شرع نيست.
مسأله ١٧٧٠- اگر جنسى را بخرد و بعد از معامله قيمت آن را از پول خمس نداده بدهد، معاملهاى كه كرده صحيح است، و خمس پولى را كه به فروشنده داده به صاحبان خمس مديون