رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٢٢١ - نماز مسافر
به آن محل نرسيده نمازش قصر است.
مسأله ١٣٢٩- هرگاه شهر در بلندى باشد كه از دور اهل آن ديده شود، يا به قدرى گود باشد كه اگر انسان كمى دور شود اهل آن را نبيند، كسى كه از اهالى آن شهر مسافرت مىكند، وقتى به اندازهاى دور شود كه اگر آن شهر در زمين هموار بود، اهلش از آنجا ديده نمىشد، بايد نماز خود را شكسته بخواند. و نيز اگر پستى وبلندى راه بيشتر از معمول باشد، بايد ملاحظه معمول را بنمايد.
مسأله ١٣٣٠- اگر از محلّى مسافرت كند كه اهل ندارد، وقتى به جائى برسد كه اگر آن محل اهل داشت از آنجا ديده نمىشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٣١- اگر به قدرى دور شود كه نداند صدائى را كه مىشنود صداى اذان است يا صداى ديگر، بايد نماز را شكسته بخواند، ولى اگر بفهمد اذان مىگويند و كلمات آن را تشخيص ندهد، بايد تمام بخواند.
مسأله ١٣٣٢- اگر به قدرى دور شود كه اذان خانهها نشنود و اذان شهر را كه معمولا در جاى بلند مىگويند بشنود، نبايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٣٣- اگر به جائى برسد كه اذان شهر را كه معمولا در جاى بلند مىگويند نشنود ولى اذانى را كه در جاى خيلى بلند مىگويند بشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٣٤- اگر چشم يا گوش او يا صداى اذان غير معمولى باشد در محلّى بايد نماز را شكسته بخواند كه چشم متوسط اهل شهر را نبيند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.
مسأله ١٣٣٥- اگر موقعى كه سفر مىرود شك كند كه به حدّ ترخّص رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند. و مسافرى كه از سفر برمىگردد اگر شك كند كه به حدّ ترخّص رسيده يا نه، بايد شكسته بخواند.
مسأله ١٣٣٦- مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مىكند، وقتى به جائى برسد كه اهل وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٣٣٧- مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، وقتى به حدّ ترخّص برسد، بايد نماز را شكسته بخواند.