رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٢١٥ - نماز مسافر
شكسته بخواند، و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد تمام بخواند.
مسأله ١٢٨٩- اگر شهر ديوار دارد، بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند، و اگر ديوار ندارد، بايد از خانههاى آخر شهر حساب نمايد.
شرط دوم- آنكه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر بجائى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آنجا قصد كند جائى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود، و چهار فرسخ ديگر به وطنش يا محلّى كه مىخواهد ده روز در آنجا بماند برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٢٩٠- كسى كه نمىداند سفرش چند فرسخ است، مثلا براى پيدا كردن گمشدهاى مسافرت مىكند، و نمىداند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند، بايد نماز را تمام بخواند. ولى در برگشتن چنانچه تا وطنش يا جائى كه مىخواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند. و نيز اگر در بين رفتن قصد كند كه چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٢٩١- مسافر در صورتى بايد نماز را شكسته بخواند كه تصميم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس كسى كه از شهر بيرون مىرود و مثلا قصدش اين است كه اگر رفيق پيدا كند، سفر هشت فرسخى برود، چنانچه اطمينان دارد كه رفيق پيدا مىكند، بايد نماز را شكسته بخواند، و اگر اطمينان ندارد، بايد تمام بخواند.
مسأله ١٢٩٢- كسى كه قصد هشت فرسخ دارد، اگرچه در هر روز مقدار كمى راه برود، وقتى به جائى برسد كه اذان شهر را نشنود و اهل شهر او را نبينند و نشانه آن اين است كه او اهل شهر را نبيند، بايد نماز را شكسته بخواند. ولى اگر در هر روز مقدار خيلى كمى راه برود كه عرفاً نگويند مسافر است، بايد نمازش را تمام بخواند، واحتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.
مسأله ١٢٩٣- كسى كه در سفر در اختيار ديگرى است، مانند نوكرى كه با آقاى خود مسافرت مىكند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است بايد نماز را شكسته بخواند، و اگر نداند، نماز را تمام بجاآورد و پرسيدن لازم نيست.