متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٩ - (٨) بهشت و دوزخ
عذابهاى مرگآور بآنها روى مىآورد ولى نمىميرند، آشاميدنى آنها از آب جوشاندهاى است كه رودهها را مىسوزاند و ممكن است گاهى چرك و كثافاتى باشد كه از فروج زنان فاحشة بيرون مىآيد[١] و طعام آنها از درخت زقوم است (إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ) يعنى: درخت زقوم غذاى گناهكار است مانند گداخته شده مواد فلزى (مثل مس و يا مايع طلا و نقره) در شكمها بجوش مىآيد مثل جوشيدن آب گرم، بعد امر ميشود بر سرش مذاب داغ و گرم را بريزيد.
جهنّهم هفت در دارد كه از هر در آن قسمتى از جهنّميها داخل ميشوند، و براى آنان لباسهائى از آتش بريده مىشود، و بالاى سرشان آب جوشيده ريخته مىشود كه داخل شكمهاىشان را مىسوزاند، گرزهاى آهنين براى آنها فراهم شده، هر وقت بخواهند از غم جهنّم خود را خلاص نموده و خارج شوند دوباره برگردانيده مىشوند، و حتّى خواهش يك روز تخفيف عذاب آنها از مؤظفين جهنّم نيز مورد قبول واقع نمىشود، يعنى ملائكةاى كه پاسبانى جهنّم را بعهده دارند رحمى ندارند بلكه داراى غلظت و شدتاند، و بهيچ وجه از فرمان خدا سركشى نمىكنند، شماره اينها نوزده ميباشد و شايد همينها هستند كه زنجيرها و غل را بگردن و بدن
[١] جمله اخير صريحا قآن ذكر نشده بلكه در روايات وارد شده و بعضى از الفاظ قرآن بآن تفسير شده است.