متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٣ - مباحث نبوّت و شريعت
تقويت ميكند، امريكاى متمدن يك تا دو ميليون ويتنامى را نابود مى كند تا صلح شرافتمندانهاى را تأمين كند.
سك شكارى خود دولت غاصب اسرائيل را بر عربها مسلّط نموده تا مواد خام آنها را (خصوصا نفت، نفتيكه عامل بزرگ جنايات عصر ما محسوب مىشود) بدست آورد.
افريقفا مانند يك گوسفند مورد طمع گرگان درنده قرار گرفته و هر روز نالهى او بلند است.[١]
مسلما آيندهى بشريّت اگر بدتر نشود بهتر نخواهد شد.
چه قدر سادهاند، كسانيكه قرن چهارده هجرى را (قرن بيست ميلادى) قرن طلائى و تمدن نام گذاشتهاند، بلى زرق و برق روزگار ما، از قرون وسطى بيشتر است، ولى حيوانيت آن هم بمراتب قوى تر از حيوانيت قرون مذكور است.
(د) از بيانات بالا احتياج قطعى و نياز حقى انسان بسوى قانون عادلانهاى محسوس مىشود، بلى زندگى بدون اجتماع ميسر نيست، و اجتماع بدون حكومت قانون، نتيجه ميگيريم كه زندگى بدون قانون ميسور نيست.
(ه) ممكن نيست قانون مذكور كه حافظ اجتماع و عدالت اجتماعلى است از طرف خود انسانها تدوين و نافذ گردد زيرا:
[١] كشارهاى فجيع پرتقال در مستعمرات افريقائى او قابل فراموشى تاريخ نخواهد بود.