متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٧ - (ز) علم فيزيك
خداوند در ذهن، لامحاله تصديق بوجود او در خارج لازم ميآيد، و بعبارت روشنتر: همينكه عقل ما معناى خدا را تصور و تعقل كرد، مجبور ميشود ايمان و يقين پيدا كند كه خداوند هستى عينى داشته در خارج موجود ميباشد.
سرّ اين مجبوريت عقلى و ملازمه ميان تصوّر و تصديق اينست كه مفهوم و معناى خدائيكه الهيون دنيا بآن معقتدند، «موجود كامل مطلقى است كه بهتر و كاملتر از آن را نمىتوان تعقل نمود» حالا اگر همچه مفهومى در عالم هستى عينيّت خارجى نداشته باشد تناقض و خلاف فرض لازم مىآيد چه درين حال كامل مطلق نخواهد بود، بلكه كاملتر از آن مفهومى است كه در خارج نيز عينيّت و مصداق مستقل از فكر داشته باشد.
چون ما خداوند را مفهوم (كاملتر و برتر از همه) فرض كرديم بايد آنرا داراى مصداق خارجى و حقيقت عينى بدانيم و الّا دست از فرض اول خود برداشتهايم چه مفهوم مجرد از عينيّت خارجى كاملتر از مفهوميكه مصداق خارجى دارد نيست.
چيزى ديگريكه ما ازين برهان استفاده ميكنيم اينست كه منكرين خداوند مفهوم صحيح خدا را تعقل و درك نكردهاند، و تمام اشتباه آنها در قصور تعقل آنها است، و چنانچه تصور مفهوم خداوند بطور كامل در ذهن انتقاش يابد، خود بخود تصديق بوجود كامل او حاصل شده مجالى براى انكار او باقى نخواهد ماند.