متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٩ - (ج) علم شيمى
چرا اين قوانين وجود دارد و بشكل خاص خود عمل ميكند؟ حتى دورترين احتمال تصادفى و اتفاق بودن حوادث كاملا از ميان ميرود.
آيا در ترتيبى كه شيمىدان بزرگ روسى مندليف صد سال پيش از اين براى عناصر شيميائى داد و آنها را برحسب زياد شدن وزن اتمى آنها مرتب كرد، دور بودن عناصر و اينكه عناصر مشابه با يكديگر بشكل خاصى كنار يكديگر قرار مىكيرند، خاصيتى است كه بصورت معقولى ميتوان آنرا نتيجه تصادف دانست؟
اگر بناء باشد كه تصادف را در اينجا دخيل بدانيم، ديگر امكان پيشگوئى عناصر كشف ناشده و ياد كردن از خواص آنها كه تقريبا پس از اكتشاف به همان صورت بوده نمىتوانسته است امكان پذير باشد و به همين جهت است كه پس از تعميم آنرا بنام «تصادف دورى» نناميده بلكه «قانون دورى» گفتهاند.
آيا هيچ آدم عاقل و مطلّعى ميتواند باور كند كه مادهى بىحس و بىشعور بنا به تصادف خود را آغاز كرده و بخود نظم بخشيده، و اين نظم براى وى باقيمانده باشد؟ شك نيست كه جواب اين سوال كلمه (نه) است.
در شيمى اين مطلب بدست آمده كه ماده روزى نابود مىشود، منتهى نابودى پارهاى از مواد بىاندازه كند است، و نابودى پارهى ديگرى بىاندازه تند، بنابراين وجود ماده ازلى نيست، و از اين قرار ناچار آغازى داشته است.