متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٤ - معبود مادييّن سقوط ميكند
سطح فوق جزء، عين سطح تحت نيست و سطح شمالى عين سطح جنوبى نيست و باين دليل واضح و متقن ميفهميم كه هر موجود مادى ناگزير است كه حتما شش جزء داشته باشد و هر جزء ازين شش نيز محكوم بهمين تركب است، و لابراتوار عقلى و فلسفى درين حكم خود هرگز ترديدى ندارد.
حالا اين تجزيه در خارج متحقق شدنى است يا نه؟ فلسفه حكمى ندارد، و اين علم است كه در آينده نزديك يا دور بايد حكم خود را صادر كند، فلسفه فقط حتمى بودن تركيب و امكان تجزيه را اثبات ميدارد نه وقوع تجزيه را كه مربوط بعلم است.
(٢) هر جزء مادى را كه بين دو سطح قرار دهيم ميفهميم كه قهرا دو جزء دارد، مثلا فرض ميكنيم يكجزء را ميان دو صفحه ٦ و ٧ يك كتاب قرار داديم سطحيكه با سطح صفحه ٦ تماس پيدا ميكند مسلما غير از سطح اين جزء است كه با سطح صفحه (٧) تلاقى نموده، و گمان ميكنم هر عاقلى اين موضوع را درك كند و بفهمد كه بساطت موجود مادى خارجى جز در خيال و وهم قابل تعقل نيست.
(٣) اگر بر بدنه آسياب دو دائره كه يكى داخل ديگرى باشد رسم كنيم و بر يك حصه دائره اول (كه دائره بزرگتر است) بسيط ترين جزء مادى را بگذاريم و بموازات آن، جزء ديگر را بر حصهاى از دائره دوم (كه قهرا دائره كوچكتر است) بگذاريم، بعدا بدنه آسياب را بمقدار يك جزء حركت دهيم، درين هنگام جزئى كه در